سریال نتفلیکس رایان مورفی – هالیوود ریپورتر


از منتقدان خودداری کرد، احتمالاً به این دلیل که رایان مورفی، یکی از خالقان، بتواند از تجربه تماشای تماشاگران بدون دسترسی به ویکی‌پدیا، تلویزیون اخیر یا تاریخ نیمه اخیر، نتفلیکس محافظت کند. Dahmer – Monster: The Jeffrey Dahmer Story یک هوج خشمگین است (این آخرین باری است که می‌خواهم از آن عنوان کاملا احمقانه استفاده کنم، یکی از چندین موردی که Netflix برنج باید امکاناتی برای جلوگیری از آن داشته باشد.)

می توان از مجریان در آن قدردانی کرد داهمر – به ویژه ریچارد جنکینز و نیسی نش. ایوان پیترز علیرغم آشنایی بیش از حد خود – و احترام به اینکه مورفی و یان برنان، یکی از خالقانش، چیزهای ملموس و معنی‌داری برای گفتن در اینجا دارند، در حالی که احساس می‌کند مجموعه 10 قسمتی ساختار نامناسبی دارد، اما هرگز رسانه‌ای شاد بین کاوش پیدا نمی‌کند. و انتظار، و احتمالا هرگز وجود نداشت اگر تحسین برای ترور جیانی ورساچه: داستان جنایی آمریکایی جهانی تر بود.

Dahmer – Monster: The Jeffrey Dahmer Story

خط پایین

سرد کننده اما تکراری

تاریخ پخش: چهارشنبه 21 سپتامبر (نتفلیکس)
قالب: ایوان پیترز، ریچارد جنکینز، مولی رینگوالد، مایکل لرند، پنه لوپه آن میلر، نیسی نش
سازندگان: رایان مورفی و ایان برنان

این نیست ورساکe مورد تحسین قرار نگرفت، اما اکثر منتقدان، از جمله خود من، آن را به صورت منفی با فصل قبل مقایسه کردند. The People v. OJ Simpson: American Crime Story. در سال‌های گذشته، من واقعاً از نکاتی که مورفی و نویسنده تام راب اسمیت در آن بیان می‌کردند، قدردانی کردم. ورساچهو ظرافت نسبی مطالعه شخصیت که روایت معکوس سریال اجازه داد. من مطمئن هستم که اگر همه ما به درستی فصل را تحسین می کردیم، مورفی و شرکت نیازی به گفتن نداشتند، “ببین، آخرین بازجویی 10 ساعته من از تقاطع سریال را دریافت نکردی. کشتار و نژاد، با تمرکز بر بازپس گیری نام و هویت قربانیان از بدنام مجرم – بنابراین من دوباره با دست گرفتن بیشتر تلاش خواهم کرد.

همانطور که در مورد بود ترور، داهمر در پایان، در سال 1991، به عنوان قاتل سریالی پرکار، مرده‌سالار و آدم‌خوار، جفری دامر (پیترز) تریسی ادواردز (شان جی. براون) را در یک بار همجنس‌باز در منطقه میلواکی می‌برد و او را به آپارتمان تیره‌وپاش بازمی‌گرداند، جایی که کاملاً همه چیز است. یک علامت هشدار است: یک مته غرق در خون، یک مخزن پر از ماهی مرده، بوی تعفن متعفن، یک طبل آبی مرموز و یک VCR در حال پخش است. جن گیر III. تریسی – هشدار خرابکاران تاریخی – فرار می کند و پلیس را به دست می آورد و به سرعت متوجه می شود که دامر در طول سه دهه، با جسد 17 مرد جوان، اکثراً مردان رنگین پوست، قتل و کارهای وحشتناک انجام داده است.

برای خواندن ضربه بزنید
توکو میورا ستاره «ماشین من را برانید» برای اولین بار سریال رویداد را در Mipcom به نمایش درآورد - هالیوود ریپورتر

از آنجا، تکامل جفری را از پسر جوان ضداجتماعی (یک جاش براتن فوق‌العاده) به نوجوانی عاشق کالبد شکافی تا قاتل زنجیره‌ای دنبال می‌کنیم، البته هرگز به ترتیب زمانی، زیرا همه می‌دانند که ترتیب زمانی برای مربع‌ها و ویکی‌پدیا است. ما شاهد رابطه او با پدر دلسوز اما پریشانش (جنکینز لیونل)، مادر بی ثبات و بد رفتار (پنه لوپه آن میلر)، نامادری به سختی طراحی شده (شاری مولی رینگوالد)، مادربزرگ کلیسا (کاترین مایکل لرند)، قربانیان مختلف و همسایه (Nash’s Glenda) که مدام در مورد بو با پلیس تماس می گرفت و مدام به آنها توجهی نمی شد.

برای پنج قسمت به کارگردانی کارل فرانکلین، کلمنت ویرجو و جنیفر لینچ، داهمر بارها و بارها از طریق رفتار جفری، که من آن را «به طور فزاینده کابوس‌انگیز» می‌نامم، حلقه‌های مشابهی ایجاد می‌کند، با این تفاوت که وقتی داستان را به ترتیب نیمه خودسرانه تعریف می‌کنید، هر یک از پیشرفت‌های شخصیتی را که در «به‌طور فزاینده» بیان می‌شود، از دست می‌دهید. بنابراین همه اینها فقط یک میاسما کابوس‌آمیز اما یکنواخت است که در آن جفری آبجوی ارزان می‌نوشد، به کسی تثبیت می‌شود، نامناسب خودارضایی می‌کند و سپس کار وحشتناکی انجام می‌دهد، اگرچه حداقل سریال ما را در تعلیق نگه می‌دارد که او قرار است چه کار وحشتناکی انجام دهد. این افزایش تنش از طریق “آیا او این قربانی را می خورد؟” یا “آیا او با این قربانی رابطه جنسی دارد؟” تماشاگران را غمگین می‌کند، اتهامی برای بیننده‌های بی‌نظیر که اگر از طرف تیم خلاق پشت فصل‌های بی‌شمار نمی‌آمد، ممکن بود قانع‌کننده‌تر به نظرم برسد. داستان ترسناک آمریکایی و شبکه ای که در پشت مستندهای بلند در مورد هر قاتل زنجیره ای قابل تصور است.

مشاهدات هوشمندانه‌تر در نیمه دوم فصل و با اپیزود «خاموش‌شده» شروع می‌شود. «خاموش شده» که توسط دیوید مک میلان و جانت ماک نوشته شده و با همدلی بیشتر از فضول توسط پاریس بارکلی کارگردانی شده است، داستان تونی هیوز (بازیکن فوق العاده تازه وارد رادنی برنفورد) را روایت می کند که در اینجا به عنوان شاید تنها قربانی که جفری رگه هایی از رابطه واقعی با او داشت معرفی می شود. . این به راحتی بهترین قسمت سریال است، یک ساعت ناخوشایند شیرین و غم انگیز تلویزیون که احتمالاً باید الگوی کل برنامه می بود. تونی ناشنوا بود و با قرار دادن یک شخصیت سیاه‌پوست، ناشنوا و همجنس‌گرا در مرکز روایت، این سریال به کسی صدا می‌دهد که صدایش اغلب از پرتره‌های قاتل زنجیره‌ای خفن حذف شده است.

برای خواندن ضربه بزنید
برایس دالاس هاوارد در مورد فشار برای کاهش وزن برای Jurassic World 3 - هالیوود ریپورتر

بدیهی است که مورفی و برنان می‌خواهند این یک نکته کلیدی باشد داهمر، اما بر خلاف چیزی شبیه به وقتی ما را می بینندکه پیام مشابهی مبنی بر تبدیل «سنترال پارک پنج» به افراد با نام و شخصیت داشت، داهمر شاید این کار را با دو یا سه شخصیت غیر جفری انجام دهد. نیمه دوم سریال قرار است همین باشد، اما سریال نمی تواند از مسیر خودش خارج شود. برای مثال در مورد اد جین و جان وین گیسی، نکات بیهوده، طولانی و دستکاری شده ای وجود دارد که از حداقل 10 قربانی بیشتر از صفحه نمایش استفاده می کنند. این فقط به وسواس قاتل سریالی دامن می زند و چندین مضمون سریال را تضعیف می کند. من اضافه می کنم که تمرکز روی چیزهایی از این دست و تقلیل بیشتر قربانیان و خانواده هایشان به درد آنها، بیشتر به بهره برداری از این درد نزدیک است تا احترام به هر خاطره ای.

یا «کاساندرا» را در نظر بگیرید، اپیزودی که حول محور نش گلندا ساخته شده است (بازیگر همزمان از آهنگ‌های کمدی که او را تبدیل به ستاره کرده است اجتناب می‌کند و دو یا سه خط از دیالوگ‌های ناباورانه را ارائه می‌کند که برخی از بینندگان را تشویق می‌کند). این اپیزود خوبی است زیرا نش خیلی خوب است، اما تنها با کمک یک داستان فرعی که جسی جکسون (نایجل گیبز) را درگیر می‌کند، می‌تواند به ذهن گلندا وارد شود تا موضوعاتی را که نویسندگان قبلاً از ایجاد آن‌ها مطمئن نیستند بیان کند.

مشکل همینه می دانم چرا در سطح فکری، داهمر بسیاری از کارهایی را که انجام می دهد انجام می دهد. فقط ای کاش به توانایی خود در انجام آنها اعتماد داشت.

نیم فصل اول به همان اندازه که تا حدی تکراری است، به این دلیل است که می‌خواهد تعداد نقاط مختلفی را که دامر در آن‌ها می‌توانست گرفتار شود یا اشتهایش تغییر مسیر دهد، مشخص کند. لیونل دامر می گوید: «همه آن پرچم های قرمز. داستان واقعی! آیا می شد داستان واقعی را به جای پنج قسمت، در دو قسمت منتقل کرد؟ چرا بله، به خصوص در سریال هایی که می خواهند درباره داستان هایی باشد که ما نمی دانیم، زیرا آن پنج قسمت بسیار داستان ما هستند. انجام دادن می دانم، توسط پیترز لنگر انداخته است که پر از ترس و وحشت ناخوشایند و چشمان مرده است، اما، به غیر از “خاموش”، هرگز تعجب آور نیست. پس از اینکه پیترز به دلیل جدا شدن از عجیب‌وغریب‌ها و تأثیرات دنیای سینمایی مورفی برنده جایزه امی شد. مادیان ایست تاون، به عملکردی که انتظار دارید برمی گردد داهمر، هر چند با لهجه مغایر با غرب میانه.

برای خواندن ضربه بزنید
چرا زک کرگر، فیلمساز «بربر»، کیم مسترز THR را در فیلم گنجاند - هالیوود ریپورتر

هدف نیم فصل دوم این است که این ارزیابی کاملاً بحث برانگیز را نشان دهد که دامر توانست از جنایات خود خلاص شود زیرا او یک مرد سفیدپوست بود که عمدتاً مردان رنگین پوست را که از نظر اقتصادی محروم بودند شکار می کرد. پلیس میلواکی، احتمالاً شروران واقعی این قطعه، فرصت‌های زیادی را برای جلوگیری از همه چیز از دست دادند، زیرا علاقه‌ای به نژاد و وضعیت اقتصادی افراد ناپدید شدن نداشتند، نمی‌خواستند هیچ بخشی از تمایلات جنسی هیچ‌کس درگیر نباشد و نمی‌توانستند در آن نقش داشته باشند. زحمت نشان دادن حمایت در محله های تحت تاثیر.

این به عنوان یک واقعیت در این مورد دشوار است – به علاوه، این زیرمتن دقیق بسیاری از موارد است. ورساچه – و من این را می گویم داهمر موضوع را کاملاً واضح بیان می کند. سپس در چند اپیزود آخر، با جسی جکسون و دیگران، نمایش همچنان از مردم بیرون می آید و آن را می گویند. یک بار آن را بیش از حد بیان کنید، شرم بر هر مخاطبی که قبلاً آن را نفهمیده است. این کار را دو بار انجام دهید، شرم بر شماست که به آن مخاطب اعتماد ندارید. این کار را سه بار انجام دهید، شرم بر مدیران توسعه نتفلیکس که نگفتند: «آره، ما الان خوب هستیم. حرکت کن.» اما باز هم رایان مورفی دوست دارد نشان دهد و (بارها و بارها) و در دنیایی که بسیاری از داستان‌نویسان فراموش می‌کنند اولی را به طور کامل انجام دهند، فکر می‌کنم ما باید سپاسگزار باشیم؟

در یک فرآیند ویرایش متفاوت، بازجویی هوشمندانه از جنایات جفری دامر، افراد واقعی تحت تاثیر قرار گرفته و عواقب آن وجود دارد. اغلب گم می شود یا پنهان می شود. امیدوارم انتخاب‌های دراماتیک و تصمیم به معرفی سریال باعث نشود که نیسی نش، ریچارد جنکینز، رادنی برنفورد و نکات معتبر سریال نیز گم شوند.



مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.