ایران شریفی نیا: اولین زن اعدامی تاریخ ایران – 1351

امروز قرار شده که پرونده اولین زن اعدامی ایران را معرفی کنیم. زنی به نام ایران شریفی نیا که دست به کارهای ناجوری زده بوده. در ادامه با ما همراه باشید تا این پرونده را با هم بررسی کنیم.

 

برای عضویت در کانال تلگرامی تن تاپ کلیک کنید

 

داستان اولین زن اعدامی ایران چگونه شروع شد؟

حجاب دوره قاچار

این عکس صرفا جنبه نمایشی دارد

داستان ایران شریفی نیا از آنجایی شروع شد که دو بچه هوو خودش را دزدیده بود. در اوایل مهر 1349 بود که تیتر اول روزنامه ها تبدیل شده بود به خبر گمشدن دو دختر 5 و 10 ساله با نامهای فاطمه و زهره.

اوایل این موضوع فقط یک سری کارهای مزخرف از سمت هووها بوده؛ ولی وقتی که جنازه فاطمه 10 ساله پیدا شده، همه سعی کردند تا خیلی زود ایران شریفی نیا را پیدا کنند.

پلیس نتوانست سرنخی از خانم شریفی نیا به دست بیاورد و برای همین عکس او را در روزنامه ها با عنوان تحت تعقیب و معرفی جرمی که کرده بود، چاپ کرد. درد و رنج تحمل مرگ فاطمه یک طرف و استرس اینکه چه بلایی بر سر زهره آمده و یا قرار است بیاید هم یک طرف.

ایران شریفی نیا

50 روز از مرگ فاطمه گذشت و تازه پلیس توانست مخفیگاه ایران شریفی نیا را پیدا کند. نیرو پلیس آن زمان، با یک محاصره بی سابقه، توانست ایران را درحالیکه قصد فرار داشت، دستگیر کند.

همچنین بخوانید: محمد بیجه: قاتل سریالی با قتل بیش از 20 کودک ایرانی

پلیس در بازجوییها از ایران خواست که انگیزه اش برای ربودن و کشتن این دختر را بگوید؛ او فقط از حسادت و انتقام صحبت میکرد. او در ادامه اینگونه گفت:

“من دو بار ازدواج کردم. نام همسر اولم ماشالله بود. من و ماشالله زندگی خوبی داشتیم تا اینکه فردی به نام رمضان (رفیق ماشالله) وارد زندگی ما شد. رمضان به من گفت که به من علاقه دارد و از آنطرف زندگی من با ماشالله خان کمی بهم ریخته بود و مدتی نگذشت که از هم جدا شدیم. بعد از مدت کوتاهی با رمضان ازدواج کردم که بدترین تصمیم زندگی من بود.

رمضان به من قول داده بود که وقتی با من ازدواج کرد، زن اولش را طلاق می دهد و من را خوشخبت میکند. ولی اینگونه نشد و من هم برای انتقام، دست به این کار زدم.”

پلیسهای قبل از انقلاب

همه این حرفها فقط توجیه کارهای ایران بود؛ ولی زهره کجاست؟ وقتی ایران را به شهربانی برای بازجویی بودند، دیگر نتوانست تحمل کند و درباره مرگ فاطمه اینگونه گفت:

“فاطمه خودش مرد. چند روز بعد از اینکه فاطمه و زهره رو دزدیدم، فاطمه مریض شد و مریضی اش آنقدر بد بود که مُرد. منم که ترسیده بودم، جسدش را داخل رودخانه رها کردم.

میترسیدم که رمضان من را پیدا کند و انتقام دخترش را از من بگیرد. برای همین با زهره به بندر انزلی رفتیم…”

 

حالا اینجا بود که پلیس برای پیدا کردن زهره به بندر انزلی رفت. پلیس در پیگیریهاش متوجه شد که ایران وقتی به بندر انزلی رفته بود، برای چند روز در یک خانه اجاره ای مستقر شد. پلیس هم صاحبخانه را پیدا کرد و او اینگونه تعریف میکرد:

“آن روز متوجه شدم که یک زن به همراه یک دختر بچه، به دنبال یک جایی هستند تا چند روز در آنجا اقامت کنند. او به من گفته بود که از دست همسرش فراری است. او به من التماس کرد تا یک جای خواب به آنها بدهم.

من به آنها یک خانه اجاره دادم. مدتی بعد رفیقم عکس ایران را در داخل روزنامه دید و به من اطلاع داد و وقتی که به داخل خانه رفتم، اثری از زهره ندیدم. من داستان را برای او تعریف کردم و او هم گریه کرد؛ ولی بعدا عصبانی شده و گفت که زهره را به قتل رسانده و جنازه اش را در داخل یک چاه رها کرده.

چاه

ایران شریفی نیا الان دیگر راهی نداشت جز اینکه آدرس چاه را به پلیس بدهد. در نهایت جنازه زهره در داخل یک چاهی که در نزدیکی آن خانه بود پیدا شد. مچ دست زهره شکسته شده بود و به دلیل خفگی جانش را از دست داده بود.

همچنین بخوانید: بررسی پرونده خفاش شب

ایران هم دیگر مجبور به اعتراف کل ماجرا بود. او درباره نحوه به قتل رساندن زهره اینگونه گفت:

“عذاب وجدان بدی بعد از کشته شدن فاطمه داشتم؛ خیلی زود متوجه شدم که عکس من داخل روزنامه ها چاپ شده و اونجا تصمیم گرفتم که خودم و زهره را بکشم. زهره من را دوست داشت و هر کاری که به او میگفتم را انجام میداد و یک روزی او را به سمت چاه بردم و به داخل آن پرت کردم.”

 

این اعترافات خیلی زود در بین مردم پخش شد و موج عجیبی در بین مردم به راه افتاد. مردم خواستار برخورد قانونی با ایران بودند و همین درخواستها باعث شد تا بالاخره ایران شریفی نیا اولین زن تاریخ ایران باشد که در دادگاه حضور و محاکمه می شود.

او در شهریور سال 1350 در دادگاه حاضر شد و در اظهارات خودش، رمضان را مقصر اصلی این داستان می دانست. او میگفت که قصد آسیب زدن به بچه ها را نداشت و فقط میخواست تا رمضان را اذیت کند.

درنهایت ایران شریفی نیا به جرم قتل عمد دو کودک، و توسط رای 5 قاضی، به اعدام محکوم شد. تلاشها برای بخشیده شدن ایران بی فایده بود و او در نهایت در اواخر تیر سال 1351 اعدام شد.

 

نظر شما درباره این مقاله چیست؟ آیا واقعا حق ایران بود که اعدام شود؟ نظرات خودتان را در قسمت کامنتها برای ما بنویسید.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *