دوقلوهای پولاک: آیا آنها واقعا از مرگ برگشتند؟

سلام خدمت تمامی کاربران عزیز سایت تن تاپ. حتما شده که به این موضوع فکر کردید که ما انسانها بعد از مرگ چه اتفاقی برای ما میفتد؟ به کجا می رویم؟ هر کسی طبق عقایدش، نظرهای مختلفی می دهد؛ عده ای می گویند که انسان به بهشت و جهنم می روند و عده ای هم می گویند که هیچ چیزی بعد از مرگ برای انسان اتفاق نمی افتد و سیاهی مطلق است. ولی بعضی ها اعتقاد دارند که انسان بعد از مرگ، دوباره متولد می شود و زندگی جدیدی را شروع می کند. این ایده را با نام تناسخ یاد می کنند.

داستانهای واقعی زیادی وجود دارد که نشان می دهد تناسخ واقعا وجود دارد که معروفترین آنها دوقلوهای پولاک هستند که امروز قرار است در این پست درباره این دوقلوهای اسرارآمیز صحبت کنیم. در ادامه با ما همراه باشید.

 

اصلا دوقلوهای پولاک کی هستند؟

خانواده پولاک

خانواده پولاک شامل جان پولاک (پدر) و فلورانس پولاک (مادر) هستند که در سال 1945 و در کشور انگلستان (شهر لندن) زندگی می کردند. خانواده پولاک در همان سال، صاحب دو کودک با نام های ژاکلین و جوآنا بودند که به ترتیب 6 و 11 سال سن داشتند. این خانواده در 7 مِی سال 1957 و در حالی که به همراه یکی از دوستان خانوادگیشان در حال رفتن به کلیسا بودند، تصادف کردند و ژاکلین و جوآنا جان خود را در این تصادف از دست دادند.

بعد از این اتفاق، ضربه روحی بدی به پدر و مادر این دو دختر وارد شد و از آنجایی که جان پولاک یک فرد بسیار مذهبی بود، هر روز در یک ساعت مقرر به کلیسای محلشان می رفت و از خدا در خواست می کرد تا دخترانش را به آنها بازگرداند.

همچنین بخوانید: آریا کالا: دختری که زمان مرگ مردم را بو کردن می فهمد! 

در سال 1958 بود که فلورانس بار دیگر باردار شد و که در 4 اکتبر سال 1958 بچه های آنها که دوقلو بودند را به دنیا آورد. آنها تصمیم گرفتند که نام این دو دختر را “جنیفر” و “گیلیان” بگذارند.

عکس واقعی از دوقلوهای پولاک

از آنجایی که این دو، دوقلو بودند، کاملا شبیه به هم و یکسان بودند؛ فقط یک تفاوت کوچک بر روی پیشانی جینفر وجود داشت که یک نشان تولدی بود. این نشان کمی عجیب به نظر می رسید؛ چون خیلی شبیه به زخمی بود که ژاکلین بر روی پیشانی خود داشت. علاوه بر این نشانی که بر روی پیشانی جنیفر وجود داشت، یک نشان دیگر هم بر روی کمرش بود. بر خلاف جنیفر، گیلیان هیچ نشانی نداشت.

خانواده پولاک بعد از اینکه دوقلوهایشان 5 ماهه شدند به شهر ویتیلی بِی (Whitley Bay) نقل مکان کردند. حالا دو سال از سن این دو دختر گذشته بود و شروع به بازی با اسباب بازی هایی کردند که خواهران فوت شده آنها با آن عروسکها بازی می کردند. دوقلوهای پولاک هیچ اطلاعی درباره خواهران فوت شدشان نداشتند و با اینکه اسباب بازی های زیادی در دسترس آنها بود، ولی آنها فقط با همان اسباب بازی هایی بازی می کردند که خواهران فوت شده آنها بازی می کردند.

دوقلوهای پولاک

مواردی که در بالا به آن کردیم، آنقدر هم عجیب نیستند و دلیل نمی شوند که این دوقلوها دقیقا همان کودکان فوت شده باشند. ولی از اینجا به بعد تازه داستان جذاب می شود.

 

شباهت عجیب این دوقلوها با خواهران فوت شده آنها

دو سال از سن آنها گذشت و حالا آنها 4 سال سن داشتند؛ با توجه به شغلی که جان پولاک داشت، آنها مجبور شدند تا دوباره به شهر زادگاه دختران قبلی خود بازگردند. جنیفر و گیلیان هنوز از خواهران خود باخبر نبودند؛ آنها در این شهر به مکانهایی اشاره می کردند که تا حالا آنها را ندیده بودند. آنها در این میان به یک مدرسه ای اشاره کردند و مدعی شدند که در آن مدرسه با هم بازی کردند.

عکس از گذشته دوقلوهای پولاک و الان

پدر و مادر جنیفر و ژاکلین به شک افتادند و سعی کردند تا کمی بیشتر این قضیه را پیگیری کنند. برای همین اسباب بازی دختران فوت شده را به دوقلوها هدیه می دادند تا ببینند که واکنش آنها مانند جوآنا و ژاکلین است یا نه! بعد از هدیه دادن اسباب بازی ها به دوقلوهای پولاک، سریعا همان واکنشهایی را داشتند که ژاکلین و جوآنا داشتند.

آنها سریعا این عروسکها را شناختند و اسم هایی برای این اسباب بازی ها انتخاب کردند که جوآنا و ژاکلین انتخاب کرده بودند. مدتی گذشت و آنها کمی بزرگتر شدند. آنها وقتی در خیابانها قدم می زدند، از دیدن ماشینها وحشت می کردند و شروع به جیغ و داد می کردند. همچنین بعضی وقتها با دیدن ماشین ها می گفتند:

“آنها برای بردن ما آمده اند.”

آنها افرادی را که تا حالا در زندگی خود ندیده بودند را به یاد می آوردند؛ آنها حتی شعرهایی که ژاکلین و جوآنا در سالهای پیش شنیده بودن را با یکدیگر می خواندند. این دوقلوهای پولاک بعضی وقتها خاطراتی را از فامیل و آشنایان تعریف می کردند که تا حالا برای آنها اتفاق نیفتاده و همین موضوع باعث شد تا علاوه بر خانواده آنها، افرادی بیشتر از این شباهت ها باخبر شوند.

همچنین بخوانید: بابی لیچ قهرمانی که با یک پوست پرتغال مُرد

نوزادی و کودکی کودکان پولاک

در نهایت پای یکی بزرگترین چهره های علمی و روانشناسی که در آن زمان وجود داشت به این پرونده باز شد. “دکتر ایان استیونسن”. اقای استیونسن یکی از طرفداران تناسخ بود و ادعا میکرد که تناسخ وجود داشته و معتقد بود که رفتار و احساسات و حتی علایق های یک شخص ممکن است در شرایطی نامشخص به فرد دیگری منتقل شود.

آقای استیونسن توانست با بررسی هایی که بر روی این دوقلوها داشت، شباهت های زیادی را بین آنها و خواهرانشان پیدا کند. او مقاله ای را در سال 1963 معرفی کرد و در آن از دوقلوهای پولاک به عنوان نمونه واقعی و زنده تناسخ نام برد.

جالب است بدانید که در سن 5 سالگی، تمامی خاطراتی که آنها در ذهنشان داشتند پاک شد. منظور از این حرف این نیست که خاطرات مشترکشان با خواهران فوت شده خود را از دست دادند؛ بلکه به کل انگار دوباره متولد شدند. آنها حتی تا سن 7 سالگی، با پدر و مادر خود هم راحت نبودند.

 

نظر شما چیست؟ آیا بعد از مرگ برای ما همچنین اتفاقی رخ می دهد یا نه؟ نظرات خود را در قسمت کامنتها برای ما بنویسید.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *