حادثه سقوط سفینه فضایی در اورا صحت دارد؟ بررسی پرونده اورا

همیشه وقتی خبرهایی از سقوط بشقاب پرنده ها را شنیدیم، علاقمند بودیم که تا آخر این داستان رو بریم و ببینم قضیه از چه قرار است. و از آنجایی که شما کاربران عزیز هم علاقمند به این گونه موارد هستید، تصمیم گرفتیم تا به بررسی یک حادثه با همین موضوع که در شهر تگزاس رخ داد بپردازیم.

این داستان یکی از عجیب ترین داستانها در این زمینه است. گفته می شود بعد از اینکه این سفینه فضایی در این شهر (اورا – Aurora) سقوط کرد، افرادی از آن سفینه را بیرون آوردند که هیچ شباهتی به گونه انسانها نداشتند و آنها را در قبرستان همان منطقه دفن کردند. عده ای شاهد برای اثبات همین حرف وجود دارند و عده ای هم گفته اند که با چشمان خود دیده اند که این سفینه فضایی در این منطقه سقوط کرده. در ادامه با ما همراه باشید.

 

برای عضویت در کانال تلگرامی تن تاپ کلیک کنید

 

سقوط سفینه فضایی

ساعت 6 صبح بود که یک بشقاب پرنده در آسمان مشاهده شد که به سمت زمین و به سمت شمال در حال پرواز کردن بود که ناگهان به زمین سقوط کرد و در حین سقوط هم به آسیاب بادی خانه قاضی پراکتور برخورد کرد. مردم انتظار یک اتفاق دیگری مانند آتش گرفتن و یا هر چیز دیگری را داشتند و برای همین به کمک قاضی پراکتور رفتند؛ ولی آنها با چیزی متفاوت و غیرقابل باور رو به رو شدند.

همچنین بخوانید: ماجرای سقوط سفیه فضایی در رازول! در حادثه رازول چه گذشت؟ 

“آقای تی جی وینز” که یک ستاره شناس و کادر ارتش در آن زمان بود، ادعا کرد که بعضی از ساکنان این سفینه اهل مریخ بوده و حالا اینکه چطور به این نتیجه رسیده را کسی نمی داند.

حادثه سقوط یوفو در اورا

تمامی اهالی این بشقاب پرنده همه بعد از سقوط مردند. مردم هم برای آنها یک مراسم تدفین گرفتند و آنها را در قبرستان واقعی در همان شهر دفن کردند و برای ناپدید کردن بشقاب پرنده، لاشه این سفینه فضایی را در داخل یک چاهی انداختند و هیچ جایی درباره آن ننوشتند تا یواش یواش، داستان این سقوط از ذهن مردم برود و به فراموشی سپرده شود و همینگونه هم شد. رفته رفته با مرگ شاهدان عینی این حادثه، این قضیه دیگر تبدیل به یک افسانه و داستان شده بود.

در نوامبر سال 1896 هزاران نفر در ایالت کالیفرنیا مدعی شدند که یک سفینه فضایی را دیدند. در طی یک سال بعد، حدود 20 گزارش درباره مشاهده یوفوها به دست مسئولان رسید. در آن زمان، پرسرعت ترین وسیله ای که وجود داشت، چیزی بین 55 تا 65 کیلومتر بر ساعت را طی می کردند و این در حالی بود که سرعت این سفینه های فضایی، بین 250 تا 500 کیلومتر بر ساعت تخمین زده شد.

حادثه شهر اورا

داستان حادثه سقوط سفینه فضایی در اورا به کلی به فراموشی سپرده شد و این چیزی بود که خود مسئولین خواسته بودند. ولی در سال 1973 شخصی به نام “بیل کیس” با انتشار یک مقاله درباره همین حادثه، کار مسئولین را خراب کرد و دوباره توجه عده زیادی از مردم را به این سمت جلب نمود. بعضی از این مردم، یوفولوژیست ها بودند که برای کسب اطلاعات بیشتر، فورا به شهر اورا سفر کرده تا ببینند قضیه از چه قرار است.

همه ما می دانیم که چندین بار سفینه فضایی در زمین فرود آمده و یا سقوط کرده که درباره آنها در مقالات مختلف صحبت کردیم. ولی چه چیزی باعث شد که این حادثه با بقیه حادثه ها فرق داشته باشد؟ جنازه بیگانه ای که در قبرستان دفن شده بود!

براولی اوتس

این یوفولوژیست ها و محققان که به این منطقه سفر کرده بودند، بعد از مدتی با مردی با نام “براولی اوتس” مواجه شدند که بیماری آرتروز و روماتیسم داشت و ادعا می کرد که مریضی اش با سقوط سفینه فضایی در اورا مربوط است.

همچنین بخوانید: مشاهده بشقاب پرنده در تهران 1976 (1355) 

براولی اوتس در سال 1949 به محل سقوط این سفینه فضایی نقل مکان می کند و از چاهی که در آن بقایای سفینه فضایی بوده آب می نوشند. او بعدا لاشه این بشقاب پرنده را در داخل این چاه پیدا کرده و ادعا کرد که مریضی اش به خاطر نوشیدن همین آب آلوده است. او ادعا می کند که این چاه مملو از مواد رادیواکتیو است و برای اینکه به افراد بیشتری آسیب رسانده نشود، در سریع ترین زمان ممکن، این چاه را پر کرد و پر کردن چاه تبدیل شد به یک بن بست برای یوفولوژیست ها و محققان برای اثبات این داستان.

سقوط یوفو

“هیدن هیوز” یکی از اولین گروهی بود که برای تحقیق به این منطقه رفت. آنها بعد از ورود به این منطقه، متوجه شدند که این شهر بسیار کوچک و در حد یک روستا است و علاوه بر آن، آنها متوجه رفتار عجیب ساکنان این منطقه شدند. به گفته هیدن هیوز، مردمان اورا گاهی اوقات با خوش اخلاقی به سمت آنها آمده و به آنها درباره این پرونده کمک میکردند؛ ولی ناگهان بعد از مدت کوتاهی از این رو به آن رو شده و دیگر تمایلی به کمک کردن نداشتند.

این گروه تصمیم گرفت تا به هر طریقی که شده به دنبال لاشه این سفینه بگردند. برای همین با فلزیاب به جان این ملک افتاده و به هر جای مشکوکی که می رسیدند، حفاری کرده و فلزی که دستگاه آن را پیدا کرده بود را بیرون می کشیدند. اکثر این فلزهایی چیزهای عادی بود که در ملکی و مزرعه ای ممکن بود یافت شود. ولی در نهایت آنها موفق شدند و یک فلزی عجیب و غریب پیدا کردند.

جان شوسلر

جان شوسلر (john schuessler) که مدیر بزرگترین سازمان تحقیقات در حوزه یوفولوژی (موفان) است، در این مورد اینگونه گفت:
این قطعه ای که در این ملک پیدا شد، دو بار مورد آزمایش قرار گرفت که اولین بار در زمانی بود که این قطعه پیدا شد؛ یعنی سال 1973. این قطعه بعد از اینکه برای من ارسال شد، من آن را به سازمان هوا فضا فرستادم تا تحقیقات بیشتر و دقیق تری بر روی آن صورت گیرد. این سازمان برای تشخیص وسایل مختلف پروازی به وجود آمده بود و برای همین هم پیشرفته ترین وسایل آن زمان که در دنیا وجود داشت را در اختیار خودش داشت.

آنها آزمایش های اولیه ای که لازم بود را بر روی این قطعه گمنام انجام دادند اما هنوز هم نتوانسته بودند تا ماهیت آن را کشف کنند. آنها پس از اینکه این فلز را برش دادند متوجه شدند که 95 درصد این شی پیدا شده از آلومینیوم و 5 درصد آن هم از آهن است و این در حالی است که این دو ماده با یکدیگر سازگاری ندارند.

آنها پس از آزمایش های متعدد متوجه یک چیز دیگر هم شدند و آن این بود که این قطعه مذاب بوده و وقتی با هوا تماس پیدا کرده، سرد و جامد شد.”

البته آزمایشگاه دیگری هم آزمایشاتی بر روی این قطعه انجام داد که آنها هم به همین نتایج رسیدند.

سازمان موفان

سازمان موفان پس از اتمام تحقیقاتش در حوزه این قطعه و حادثه، گزارشی 199 صفحه منتشر کرد که با مراجعه به سایت این سازمان، می توانید آن را دانلود کنید. در قسمت نتیجه گیری که در انتهای این گزارش وجود دارد، ذکر شده که این حادثه کاملا واقعی بوده و همه اخبار و داستانی که در روزنامه ها منعکس و پخش شده، کاملا واقعیت دارد.

 

حادثه اورا چقدر صحت دارد؟

اورا

اولین مقاله ای که درباره سقوط سفینه فضایی در شهر اورا به چاپ رسید، توسط فردی به نام “هایدن” بود که شغلش تجارت پنبه بود. او و قاضی پراکتور (کسی که بشقاب پرنده در خانه او سقوط کرده بود) با یکدیگر رفیق بودند؛ هر دو آنها از قبل سابقه نوشتن و سرودن داستان و اشعار تخیلی را داشتند. قاضی پراکتور هم نسخه ای از همین داستان را به سبک یاوه گویی نوشته و منتشر کرده بود.

گفته می شد که یکی از افسران ارشد اورا، وقتی که در حال خواندن این داستان بود، با صدای بلند می خندید و می گفت که قاضی پراکتور دیگر عقل از سرش پریده.

حتی عده ای هم سعی در پیدا کردن تی جی وینز (در بالا به آن اشاره شد) کردند که موفق هم شدند؛ ولی با چیزی متفاوت از آن چیزی که انتظار داشتند رو به رو شدند؛ آقای وینز فقط آهنگر و دامپزشک بود و علمی که از ستاره شناسی داشت، در حد مردمان دیگر بود.

یوفو

حالا باید چند نکته را برای شما مشخص کنم. در مرحله ای اول باید بگویم که آقای وینز و قاضی پراکتور و هایدن، تنها تاجران شهر اورا بودند. دهه 1980 یکی از بدترین سالهای این شهر از همه لحاظ بود؛ بیماری های متعدد وارد این شهر شد که باعث کشته شدن زن و بچه هایدن شد. آفت به محصول اصلی این منطقه (پنبه) حمله ور شد و باعث از بین رفتن و خوابیدن بازار شهر اورا شد. یک آتش سوزی بزرگی هم در این شهر رخ داده بود که بسیاری از خانه ها را تبدیل به خاکستر کرد. هیچ قطاری از خط ریلی که جدیدا در این منطقه کشیده شده بود عبور نمی کرد. در سال 1897 تقریبا می توان گفت که اورا تبدیل به یک ویرانه شده بود و همه اهالی آن به مناطق دیگر نقل مکان کردند

تمامی موارد بالا می تواند دلیلی بر این باشد که این داستان واقعیت نداشته و فقط یک شوخی بوده تا مردمان در این مکان شبیه به شهر نگه داشته و کمی هم توریست را به این مکان بکشاند تا کسب کار خود را کمی رونق دهند.

شما چی فکر می کنید؟ آیا شما فکر می کنید که این داستان واقعیت دارد یا همه این موارد دروغ بوده؟ نظرات خودتان را در قسمت کامنتها برای ما بنویسید. ما همیشه منتظر کامنتهای زیبای شما عزیزان هستیم.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *