سقوط هواپیما در کوه آند! کسانی که گوشت هم را می خوردند!

داستان درباره دو جوان به نامهای “گوستاوو زِربینو” و “روبرتو کانِسا” است که دانشجوی رشته پزشکی در کشور اروگوئه بودند. آنها الان به حدی از پزشکی رسیدند که به مسافران آسیب دیده کمک می کنند. حتی بعد از رخ دادن این اتفاق وحشتناک، آنها مجبور به گرفتن تصمیمات سخت و دشواری بودند؛ آنها نمیتوانستند به همه کمک کنند. خیلی از مسافران دچار شکستگی بودند و حتی بعضی از آنها بدنشان توسط بدنه هواپیما از بین رفته بود. آنها هر کاری که در توانشان بود را انجام دادند؛ ولی با غروب خورشید، دما کاهش یافت و 5 نفر در همان شب اول جان خودشان را از دست دادند. و این در حالی بود که مقامات شیلی در حال آماده سازی خود و تلاش برای نجات آنها بودند.

روبرتو کانسا و فرناندو پارادو

وقتی که هواپیما به مقصدش یعنی شهر سانتیاگو نرسید، هواپیماهای نجات شروع به پیدا کردن آنها کردند. حتی چندین بار هم بر فراز محل سقوط هواپیما هم پرواز کردند و حتی با اینکه هواپیما توسط مسافران آسیب دیده علامت گذاری شده بود، اما آنها به دلیل وجود برف سنگین نتوانسته بودند تا لاشه هواپیما را پیدا کنند.

بعضی از آنها سعی کردند تا با رژ لب قرمزی که به همراه داشتند یک علامت بر روی لاشه هواپیما بنویسند؛ یکی هم یک رادیوی ترانزیستوری کوچک در هواپیما پیدا کرد و سعی کرد تا به کمک آن یک سیگنالی برای بقیه بفرستد که در نهایت هر دوی آنها شکست خوردند.

بازماندگان سقوط هواپیما باید دمای زیر صفر را با وجود اینکه همه آنها آسیب دیده بودند تحمل می کردند؛ برای همین آنها با لاشه هواپیما سعی در ساختن یک پناهنگاه کردند تا حداقل کمی گرم شوند. غذای آنها هم با وجود جیره بندی دقیقی که انجام داده بودند رو به اتمام بود؛ عده ای از آنها دیگر امیدی نداشتند که برای بار دیگر خانه خود را ببینند.

همچنین بخوانید: تمام شدن سوخت هواپیما در آسمان 

محل سقوط هواپیما

حالا جیره آنها تمام شده بود و آنها از فرط گرسنگی در حال خوردن چرم صندلی های هواپیما بودند. اما بعد از مدتی آنها با یکدیگر پیمانی بستند؛ و آن هم این بود که اگر مردند، بقیه کسانی که زنده هستند از گوشت بدن آنها بخورند تا بتوانند زنده بمانند!!!

حالا یازده روز از این اتفاق گذشته بود. برخی از بازماندگان در داخل اتاقکی که درست کرده بودند گرد هم آمدند و در حال گوش کردن به اخبار رادیو بودند و خبر چیزی را شنیدند که از آن می ترسیدند: “جستجو متوقف شده است”. گروه های نجات تصمیم گرفتند بودند که تا بهار صبر کنند تا یخ ها آب شوند تا بتوانند جسد آنها را پیدا کنند.

اما یک نفر بر خلاف بقیه با خوشحالی گفت: “چه خبر خوبی!”

یکی از بازماندگان که از این خوشحالی او تعجب کرده بود، گفت که چرا این باید یک خبر خوب باشد و او هم در جواب گفت: “این به این معنی است که ما خودمان باید یه راهی برای نجات پیدا کنیم!”

باقیمانده لاشه هواپیما

دیگر همه این واقعیت را پذیرفته بودند که یکی از راه های زنده ماندن، خوردن بازماندگان است. روبرتو از این ایده خوشش نیامد، ولی می دانست که هیچ راهی به غیر از این برای زنده ماندن وجود ندارد. او هم یکی از معدود پزشکان حاضر در بین بازماندگان بود و طبق درخواست بقیه، او گوشت ها را توسط یک تکه شیشه برش می داد و در معرض آفتاب خشک قرار می داد.

همچنین بخوانید: داستان هواپیمای مسافربری که ناپدید شد 

یواش یواش همه این منابع غذایی رو به اتمام بودند و دیگر حتی اجساد مردگان هم برای آنها کافی نبود. آنها در نهایت شروع به خوردن مغز و اعضای دیگر مردگان کردند؛ اما گرسنگی تنها تهدیدی نبود که آنها را به مرگ نزدیک می کرد.

در تاریخ 29 اکتبر یک بهمن عظیمی به سمت آنها سرازیر شد و پناهگاه آنها را از بین برد و 8 نفر از بازماندگان را کشت. یکی از بازماندگان توانسته بود با کمک یک وسیله تیزی که به همراه داشت، یک سوراخی ایجاد کند تا اکسیژن لازم تامین شود. آنها الان در زیر برف بودند. البته سعی کردند تا برف را کنار بزنند؛ ولی با کولاک خشمگینی رو به رو شدند. حالا انتظار برای آنها فقط به معنای مرگ بود.

فرناندو پارادو

تنها شانس آنها این بود که یک یا چند نفر از آنها از کوه رد شوند و کمک بیاورند. مناسب ترین فرد برای این کار همین کانسا بود. چون او یک ورزشکار رشته راگبی بود و از نظر جسمی بهترین فرد بود.

در 12 دسامبر، یعنی دو ماه بعد از سقوط هواپیما، سه نفر با نام های روبرتو کانسا و فرناندو پارادو و آنتونیو وِزینتین برای بار آخر سعی کردند تا راه نجاتی پیدا کنند. این سه نفر ده روز در زیر برف و کولاک راه رفتند تا در نهایت توانستند یک دامدار اهل شیلی را پیدا کنند و به همین واسطه در تاریخ 22 دسامبر، هلی کوپتر امداد برای نجات بازماندگان وارد شد.

فقط 16 نفر از آنها توانستند زنده بمانند؛ ولی داستان آنها خیلی سریع با نام “معجزه آند” در سراسر کشورها پیچید.

روبرتو کانسا و فرناندو پارادو

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *