دانیل کامارگو باربوسا کسی که 71 دختر نوجوان را به قتل رسانده

دانیل کامارگو باربوسا در 22 ژانویه 1930 و در شهر آنولایما کلمبیا و در یک خانواده ثرومند به دنیا آمد. پدرش “دانیل کامارگو باریسیو” یک تاجر محلی بود و مادرش “ترزا باربوسا” همسر دوم پدرش بود. کامارگو همچنین یک خواهر بزرگتر از خودش هم داشت که حاصل اولین ازدواج پدرش بود.

 

برای عضویت در کانال تلگرامی تن تاپ کلیک کنید

 

 

هنگامی که کامارگو دو ساله بود، مادرش درگذشت و پس از مدت کوتاهی، پدرش دوباره ازدواج کرد. کامارگو بسیار باهوش بود و در مدرسه هم همیشه جزو افراد ممتاز بود. بعدها گفته شده که کامارگو دارای ضریب هوشی 131 بوده.

دانیل کامارگو باربوسا

با همه این موارد، وقتی او سعی می کرد تا خودش را به پدرش نزدیک کند، پدرش او را مسخره می کرد و می گفت او یک فرد بی فایده و بلااستفاده است. سرانجام دانیل دیگر علاقه ای برای برقراری ارتباط با پدرش را نداشت و استعداد جدیدش که دروغ گفتن بود را پیدا کرد و از همین روش استفاده می کرد تا از پدرش دوری کند.

از آنجایی که باریسیو تجارت و کارش را به خانواده اش ترجیح می داد، دوران کودکی دانیل بیشتر تحت تاثیر رفتارهای مادرخوانده اش (دیوسلینا فرناندز) قرار داشت.

فرناندز وقتی که ازدواج کرد، فقط یک نوجوان بود و تمام آرزویش داشتن یک دختر بود؛ ولی بعدا معلوم شد که این دختر، نمی تواند بچه دار شود. از آنجا زورگویی های فرناندز علیه دانیل کامارگو باربوسا شروع شد. او همیشه کامارگو را کتک میزد، او را ب*ر*ه*ن*ه می کرد و با چوب به جان او می افتاد، لباس زنانه تنش می کرد و بعد همکلاسی هایش را دعوت می کرد تا او را مسخره کند. همه این کارها باعث شد که او بیشتر از هر شخص دیگری در مدرسه، مورد توجه قرار بگیرد و بقیه دانش آموزا هم همیشه از او زورگویی و باجگیری می کردند. در آنجا بود که اولین جرقه های کارهای وحشیانه در ذهن کامارگو شکل گرفت.

دانیل کامارگو باربوسا

در اوایل دهه 1940، براسیو او را به یک مدرسه شبانه روزی کاتولیک در بوگوتا فرستاد. کامارگو باربوسا مجددا از نظر تحصیلی خوب عمل می کرد تا اینکه خانواده اش دچار مشکلات اقتصادی شدند و کامارگو هم مجبور شد تا درسش را رها کند و یک شغلی برای خودش دست و پا کند تا بتواند کمک خرج خانواده اش باشد. دانیل کامارگو باربوسا شغل بازاریابی را انتخاب کرده بود و بعد از مدت کوتاهی متوجه شد که چقدر راحت می تواند وارد خانه مردمان پایتخت شود و یا اینکه چقدر راحت می تواند به آنها اجناس بفروشد.

همچنین بخوانید: بررسی پرونده خفاش شب

در سال 1957 وی با یکی از مشتریان جوان خود”آلسیرا کاستیلو”، رابطه عاطفی برقرار کرد و او را متقاعد کرد که پس از چند قرار، با همدیگر یک خانه را اجاره می کنند. ولی هزینه بسیار بالا بود و او میخواست با دزدی از مغازه ای که متعلق به یک مشتری دیگر بود، این سرمایه را به دست بیاورد. وی چند ساعت بعد دستگیر و یک زندان با حداقل امنیت فرستاده شد. او بعد از مدتی به خانه بازگشت؛ به گونه ای که اصلا انگار هیچ اتفاقی نیفتاده بود.

در سال 1962 کامارگو با زن دیگری به نام “اِسپرانزا” ملاقات کرد و عاشق او شد تا جایی که تصمیم به ترک کاستیلو گرفت. بعد از اینکه کامارگو با اسپرانزا نامزد کرد، فهمید که او آن زنی نیست که او تصویر می کرد و بعدا او را با مرد دیگری در رختخواب دید.

 

جنایات، دستگیری و مرگ

دانیل کامارگو باربوسا وقتی دستگیر شد

دانیل کامارگو باربوسا در ابتدا قصد داشت تا این نامزدی را بهم بزند، اما فهمید که قادر به انجام این کار نیست. او با استفاده از فن بیانی که داشت، توانست اسپرانزا را متقاعد کند که او را ناامید کرده و برای اینکه دوباره دل او را به دست بیاورد، باید 5 دختر ب*ا*ک*ر*ه را به نزد وی بیاورد.

اسپرانزا نیز همین کار را کرد و 5 دختر را به آپارتمان خودشان آورد و بعد از اینکه آنها را به وسیله یک دارو بیهوش کرد، آنها را تحویل کامارگو می داد و کامارگو هم در هنگامی بیهوشی دختران، به آنها ت*ج*ا*و*ز می کرد.

این روند تا سال 1964 ادامه داشت و زمانی تمام شد که پنجمین قربانی آنها متوجه اتفاقی که افتاد شد و آنها را به پلیس لو داد و در نهایت این زوج دستگیر شدند. در ابتدا کامارگو به سه سال زندان محکوم شد، ولی قاضی حکمش را هشت سال افزایش داد. کامارگو خودش را مقصر می دانست و به خودش قول داد که اگر دفعه بعد به دختری ت*ج*ا*و*ز کرد، او را بکشد.

وی پس از گذراندن دوران محکومیتش به برزیل مهاجرت کرد؛ اما در سال 1973 به دلیل مهاجرت غیرقانونی به کلمبیا برگردانده شد. در کلمبیا او به عنوان فروشنده خیابانی دست به کار شد و مانیتورهای تلویزیونی را می فروخت.

دانیل کامارگو باربوسا

در تاریخ 2 می 1974 کامارگو در حال قدم زدن در جلوی یک مدرسه بود که ناگهان یک دختر بچه 9 ساله را دید که از نگاه او جذاب به نظر آمد. وی او را به یک مکانی خلوت برد و به او ت*ج*ا*و*ز کرد و سپس او را خفه و به قتل رساند. روز بعد وی برگشت تا جنازه را گم و گور کند، ولی یک افسر پلیس به او شک کرد و دستگیر شد.

وی در جزیره ای واقع در 35 کیلومتری ساحل اقیانوس آرام کلمبیا، به 30 سال زندان محکوم شد. او ده سال را در زندان گذراند و سپس به هر طریقی که بود از آنجا فرار کرد. زندان او را فراری اعلام کرده بود، ولی مقامات فکر می کردند که او در دریا غرق شده است. حتی مطبوعات هم داستانهایی از خورده شدن کامارگو توسط کوسه ها را منتشر کردند. دانیل کامارگو باربوسا به محض فرار، به سمت اکوادور رفت.

در تاریخ 18 دسامبر، کامارگو دختر 9 ساله دیگری را اکوادور ربود و او را به قتل رساند. وی در طی سالهای 1984 تا 1986 حداقل 55 مورد ت*ج*ا*و*ز و قتل دختران جوان و بالغ را انجام داد.

دانیل کامارگو باربوسا

در این دوره، کامارگو با کار کردن در بازارهای محلی و فروش اجناس و لباس قربانیان، زندگی خودش را می گذراند. مقامات در ابتدا معتقد بودند که این جنایت ها سازمان یافته هستند و مرتبط به گروه های برده داری و یا فرقه های شیطان پرستی می باشد.

کامارگو در تاریخ 26 فوریه 1986 توسط دو مامور پلیس که به او شک کرده بودند دستگیر شد. این دو افسر، لباسی خونی را در دست وی دیده بودند و برای همین به او شک کردند. کامارگو پس از اینکه دستگیر شد اعلام کرد که پس از افرار از زندان، 71 نفر را به قتل رسانده. در سال 1989 وی محکوم به 16 سال زندان شد که این حداکثر مجازات برای یک قاتل در اکوادور است.

در تاریخ 13 نوامبر 1994 کامارگو در سلول خود نشسته بود که یک زندانی جدید با نام “جیوانی آرسسیو نوگوئرا” به او حمله ور شد و او را به قتل رساند و یکی از گوشهایش را هم به عنوان غنائم برید. نوگوئرا گوش را به زندانیان نشان داد و گفت که عمه اش یکی از قربانیان دانیل کامارگو باربوسا بوده و با اینکار میخواسته انتقامش را بگیرد.

در نهایت کسی هم نمی داند که جسد کامارگو در کجا دفن است. بعضی ها ادعا می کنند که جسدش به همراه یک گور دسته جمعی واقع در قبرستان “ال باتین” دفن است.

 

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *