محمد بیجه: قاتل سریالی با قتل بیش از 20 کودک ایرانی

چندین هزار ایرانی از اینکه این پست فطرت در حال اعدام بود، خوشحال بودند. این مرد، محمد بیجه، به قتل بیش از 20 نفر محکوم شده بود که اکثر آنها نوجوان و کودک بودند. این اعدام در مقابل دیدگان چندین هزار نفر انجام شد که جمعیتی از این تماشاچی ها را، خویشاوندان قربانیان تشکیل می دادند. با تن تاپ همراه باشید تا به بررسی زندگی این قاتل کودکان بپردازیم.

 

برای عضویت در کانال تلگرامی تن تاپ کلیک کنید

 

دوران کودکی محمد

محمد بسیجه معروف به محمد بیجه در تاریخ 7 فوریه سال 1982 (18 بهمن سال 1360) در قوچان خراسان رضوی به دنیا آمد. وی 6 برادر داشت. وقتی که او 4 ساله بود، مادرش فوت کرد و پدرش هم بلافاصله بعد از فوت مادرش، دوباره ازدواج کرد.

محمد بیجه

بیجه همیشه پدر خودش را فردی “وحشی” توصیف می کرد. او می گفت که پدرش دست و پاهای او را می بست و با عصا او را می زد. حتی یکبار پدرش سعی کرد تا او را بکشد؛ و وقتی از مادرش هم سوال می شد، می گفت که هیچ خاطره ای از مادرم به یاد ندارم.

او خیلی دوست داشت تا درس بخواند؛ اما به دلیل رفتارها و اصرارهای پدرش، او مجبور شد تا درس و مدرسه را رها کند و یه شغلی برای خودش پیدا کند. وقتی که او 11 سال سن داشت، به همراه خانواده اش به خوتن آباد نقل مکان کردند و در کوره آجرپزی مشغول به کار شد. در همان سن بود که او مورد آزار و اذیت ج*ن*س*ی قرار گرفت و از همان زمان به فکر انتقام گرفتن افتاد.

 

محمد بیجه چه جنایاتی انجام داد؟

لحظه اعدام بیجه

وی مرتکب قتل و ت*ج*ا*و*ز 16 پسر جوان شده که در سال 2004 مرتکب شده. سن تمامی پسرانی که او مورد آزار و اذیت قرار داده و یا به قتل رسانده، 8 تا 15 سال بوده و علاوه بر این کودکان، وی 2 فرد بزرگسال را هم به قتل رسانده.

وی بعد از دستگیری اعلام کرد که پس از مرگ مادرش، او سختی های زیادی کشیده و همه این کارها برای انتقام از جامعه بوده.

همچنین بخوانید:  بررسی پرونده خفاش شب

 

بیجه چگونه مُرد؟

در 14 سپتامبر سال 2004 به جرم و جنایت و آزار ج*ن*س*ی متهم شد و در تاریخ 27 سپتامبر وی به 100 ضربه شلاق متهم شد که بعد ضربه شلاق، اعدام شد. او در موقع اعدام گفته بود که اگر دستگیر نمی شد، می توانست 100 کودک را بکشد.

لحظه شلاق خوردن محمد بیجه

در 16 مارس 2005، بیجه به پاکدشت منتقل شد تا مجازاتش انجام شود. او در مقابل دیدگان 5000 نفر، 100 ضربه شلاق خورد در حالی دستش بسته شده بود.

بعد از ضربه شلاق و باز کردن دستانش، او چند بار به زمین افتاد ولی چیزی به روی خودش نیاورد. در مقابل نیز یکی از بستگان قربانیان به هر طریقی که بود، نگهبانان را دور زد و خود را به بیجه رساند و با یک چاقو به وی حمله کرد.

پس از این اتفاق، طناب اعدام توسط مادر یکی از قربانیان به گردن او آویخته شد و درنهایت او در ارتفاع 10 متری از زمین آویزان ماند تا اینکه جان داد.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *