آدلر بریمان سیل مرموزترین قاچاقچی جهان

سلام خدمت کاربران سایت تن تاپ. سنگ قبر آدلر بریمان سیل به یک نماد هواپیما و یک صلیب آراسته شده است. اولی بسیار برازنده این خلبان و دومی برای برخی سوال برانگیز است. این توضیح که این نماد، نشان دهنده یک فرد انقلابی ماجراجو است؛ کسانی که امثال آنها در گذشته، آمریکا را به شکوه رساندند و احتمالا دیگران را به خشم می آورند. چرا چنین احساسات عمیقی در رابطه با این شخص وجود دارد؟

 

برای عضویت در کانال تلگرامی تن تاپ کلیک کنید

 

آدلر بریمان سیل

او در جولای سال 1939 متولد شد و در فوریه 1986 کشته شد. کسی که تنها تا 46 سالگی زنده ماند. زندگی او از تولد تا مرگ، چیزی به غیر از منحصر به فرد نبوده. با اینکه به هنگام تولد در 19 جولای 1939 او را آدلر بریمان سیل نامگذاری کردند، تمام کسانی که او را می شناختند با نام بری صدا می کردند. در طول دوره بزرگ شدنش، او را شوخ طبع و سرکش و در برخی موارد نیز او را بدجنس توصیف می کنند؛ مانند تمام پسران جوان دیگر.

انجمن طرفدار نژاد سفیدپوست

انجمن طرفدار نژاد سفیدپوست

اما او توسط هر خانواده ای بزرگ نشده. برخی منابع می گویند که پدر او “بنجامین سیل” نه تنها یک آبنبات فروش بوده، بلکه یک عضو حامی طرفدار نژاد سفیدپوست به نام KKK بوده است. در حالی که اعضای این گروه در سال 1920 به تعداد قابل توجه 4 میلیون نفر رسید. این حرکت در دهه 30 به دلیل رکود اقتصادی بزرگ، کم رنگ شد و چند سال بعد از تولد بری، به طور کامل از هم پاشید.

 

برای عضویت در کانال تلگرامی تن تاپ کلیک کنید

 

تنها می شود تصور که آدلر بریمان سیل زمانی که جوان بوده با چه پیامدهایی رو به رو شده. خوشبختانه بری به موقع برای خودش اسم و رسمی ساخت؛ نه به عنوان یک نژادپرست، بلکه به عنوان یک خلبان بسیار با استعداد.

او ابتدا یک هواپیما را در یک پرواز تک نفره، دقیقا در سن پانزده سالگی هدایت کرد. آن هم تنها با 8 ساعت آموزش. در 16 سالگی او مدرک خلبانی را کسب کرده بود. در حالی که هم سن و سالهای او ممکن است در کار پخش روزنامه و یا در یک مغازه مشغول گذاشتن خریدها در کیسه باشند. بری در حال پرواز در هواپیما برای به دست آوردن پول بیشتر بود و دقیقا می دانست که این پول را صرف چه چیزی کند.

همچنین بخوانید: تمام شدن سوخت هواپیما در آسمان

ظاهرا او یک هواپیما را در زمین فوتبال دبیرستان خود فرود آورده تا یک دختر را تحت تاثیر قرار دهد و با او قرار بگذارد. بری زمانی که بزرگتر شد، استعدادهای فراوانش را برای یک چیز کاربردی تر به کار گرفت. او در سال 1961 به گارد ملی ارتش لوئیزیانا پیوست و به عنوان اعضای یکی از گردان بیستم ویژه، برای چند سال خدمت کرد.

خانواده آدلر بریمان سیل

با این حال زمانی که استعدادهای او در پرواز آشکار شد، جایگاه شغلی او را به عنوان خلبان هدایتگر ترفیع دادند. یک بار دیگر او یکی از جوانترین افرادی بود که خود را به اینجا رسانده بود و یک بوئینگ 707 را هدایت می کرد.

با این حال شروع نویدبخش در آغاز زندگی او به بدترین شکل تغییر کرد! بری در سال 1972 در این شغل دچار آسیب دیدگی شد و در دوران استراحت پزشکی اش، شروع به انجام فعالیت های مشکوکی کرد. او شروع به جا به جایی مواد منفجره برای دوستی کرد که به مافیا پیوسته بود.

همچنین بخوانید: بزرگترین مافیاهای جهان

با اینکه آدلر بریمان سیل متقاعد شده بود که این مواد منفجره برای مبارزه با فیدل کاسترو استفاده می شدند، این موضوع حقیقت نداشت. او و دیگران دستگیر شدند اما زمانی که شاهدان این پرونده نتوانستند شهادت بدهند، پرونده مختومه اعلام شد.

با اینکه زندگی اش به دلیل حکم زندانی شدن نابود نشد، اما این رسوایی باعث شد تا او شغل خود را به عنوان خلبان خطوط هوایی تِرَنزوُلت از دست بدهد. هنگامی که با بیکاری مواجه شد، جایی دیگر در یک مکان بسیار تاریک تر، او یک فرصت شغلی جدید پیدا کرد. طبق اطلاعاتی که از همسر او به دست آمده، در سال 1975 بود که او اوضاع را از زندگی معمولی آبرومندانه، به یک تجارت سودآور از راه خلاف تبدیل کرد.

این کار تنها چهار سال بعد از این بود که نیکسون (رئیس جمهور آمریکا) مواد مخدر را دشمن درجه یک آمریکا معرفی کرد. چیزی که آدلر بریمان سیل شروع به قاچاق آن از طریق مرزهای کشور کرده بود.

بری سیل در کنار اسکوبار

او ابتدا شروع به جا به جایی ماریجوانا و بعد از آن به سمت معادله قرص رفت و در نهایت کوکائین. این کار به او کمک کرد تا ارتباطاتی ایجاد کند و او را وارد ارتباط مستقیم با کارتل مدلین کرد. نهایتا او محموله های عظیم مواد مخدر را از طرف پابلو اسکوبار (رهبر کارتل مدلین) و بزرگترین قاچاقچی کوکائین جا به جا می کرد.

پابلو اسکوبار و باند خلافکارش، در آن نقطه نیز شهرت بسیاری داشتند. اما آنها مشغول بدتر کردن این شهرت بودند. آنها در پشت قتل عام مدلین بودند که در همان سال اتفاق افتاد و 40 نفر کشته برای تلافی ضبط مواد مخدرشان توسط مقامات کلمبیا بر جای گذاشتند. همچنین آنان عادت داشتن با عنوان ” اِلگوردو” به بری اشاره کنند که به معنی مرد قاچاق است.

همچنین بخوانید: جان هایرو برترین آدمکش اسکوبار

با اینکه بری این شراکت را با این خلافکاران شرور آغاز کرد، خود در این پروسه به یک خلافکار بزرگ تبدیل شد. بعد از برقراری ارتباط با کارتل، او شروع به تخلیه محموله خود در محدوده کم جمعیت تر یعنی غرب آرکانزاس، جایی که بیش از همه با آن آشنایی داشت و آن را خانه خود می دانست کرد.

اینجا مقصد بسیار امن تری بود. مخصوصا با در نظر گرفتن این موضوع که بری کیسه های مواد مخدر را از هواپیما به بیرون پرت می کرد تا توسط همدست هایش که در پایین منتظر می ماندند جمع آوری شود. برای سالها او از این موضوع، میزان زیادی پول به جیب زد و انباری از میلیون ها دلار جمع آوری کرد تا اینکه یک محموله در راه فلوریدا متوقف شد.

آدلر بریمان سیل و خانواده اش

اینگونه بود که روزهای پر سود او از معامله مواد مخدر به پایان رسید. متاسفانه تا آن زمان، صدمات غیرقابل محاسبه ای وارد شده بود. علاوه بر توقیف شدن، آدلر بریمان سیل اعتراف کرده بود که بیش از 100 بار مواد مخدر را وارد امریکا کرده بود که در هر سفر شامل 250 تا 500 کیلوگرم کوکائین را شامل می شد. این مقدار برابر است با میلیاردها دلار مواد و مطمئنا باعث مرگ شهروندان آمریکایی بی شماری شده بود. ناگفته نماند که این موضوع باعث نابودی خانواده های آنها و تاثیر غم انگیز آن در جامعه شد.

به عنوان نتیجه اعمالش، بری در سال 1983 متهم شد اما در نهایت به 10 سال حبس ناچیز محکوم شد. با این حال برای او، مردی که دوست داشت در اوج زندگی کند و با هیجانات دائمی درگیر باشد، حتی این محکومیت نیز بسیار زیاد بود. او در چند موقعیت تلاش کرد تا در ازای ارائه خدمات به FBI و خبرچینی برای آنها، مجازاتش را کم کند. با این حال FBI علاقه ای به انجام معامله نداشت.

او کسی نبود که به آسانی تسلیم شود و به همین خاطر به طرف دفتر رئیس مبارزه با مواد مخدر در دی سی پرواز کرد. او به اداره مبارزه با مواد مخدر هدایت شد که در آن زمان تنها یک دهه بود که تاسیس شده بود. در آنجا بود که با درخواست او موافقت شد. بری بخشی از عملیاتی بود که توسط دولت ریگان پشتیبانی می شد. با این حال آنها انگیزه های پنهانی خود را داشتند.

ریگان و همکاران او می خواستند که مبارزان شبه نظامی در نیکاراگوئه بر سر قدرت باقی بمانند و نه ساندینیستا. با این حال آمریکا در وضعیت اندک دشواری قرار داشت، چرا که این مخالفان به دلیل نقض بی شمار حقوق بشر شناخته می شدند. به بیان دیگر هیچ دلیلی وجود نداشت که بتوان از آن حمایت کرد و باید یک دلیل موجه ارائه می کردند.

آدلر بریمان سیل ادعا کرد که توانایی فراهم کردن این دلیل را برای آنها دارد. ظاهرا ساندینیستا در تجارت قاچاق مواد مخدر با کارتل مدلین کار می کرد و برای همین او می توانست برای ریگان مدرک به دست بیاورد. بری سهم خودش را در این معامله انجام داده بود.

پسر بری سیل

بعد از فرود آمدن در نیکاراگوئه، دوربین های CIA بر روی هواپیمای او، تصاویری از کارتل مدلین و رهبر آن، در حالی که کمک به سربازان ساندینیستا که در حال بار زدن کوکائین بودند گرفتند.

شاید برای ایجاد امنیت بیشتر بر روی این ماموریت، بری بعدا همچنین ادعای حضور یک عضو وابسته به مقامات نیکاراگوئه را مطرح کرد در حالی که این موضوع برای برخی روزنامه نگاران جای سوال داشت.

دیگران این موضوع را مانند بقیه چیزها باور کردند؛ بری آرزو می کرد که آنها باور نمی کردند. روزنامه واشنگتن تایمز، خیلی زود داستانی منتشر کرد که در آن، سفر او را توصیف کردند و از او نیز به اسم نام بردند.

به صورت جزئی مشخص شد که او برای دولت آمریکا کار می کرده تا معاملات مخفی بین دولت ساندینیستا و کارتل را خاتمه دهد. زمانبندی این خبر نمی توانست بدتر از آن باشد، چرا که نقش مفید بری را به پایان رساند. او در اصل قصد داشت که بعد از رساندن موفقیت آمیز محموله کوکائین به آمریکا، با اسکوبار و دیگر افراد دخیل در این معامله جشن بگیرد. در هر حال، این ماجرا می توانست به عنوان یک پوشش عمل کند؛ چرا که این افراد غافلگیر و دستگیر می شدند.

به خاطر اینکه پوشش او از بین رفته بود، دیگر این موضوع ممکن نبود. اداره مبارزه با مواد مخدر دیگر به او ماموریتی نداد و با اینکه بری با ماندن در آمریکا امنیت بیشتری داشت، اما دیگر تحت حفاظت نبود. کارتل مدلین این موقعیت را داشت تا به سراغ او برود اما معلوم شد که دولت خود او، اول به سراغش رفته.

بعد از اینکه اداره مبارزه با مواد مخدر او را رها کرد، FBI به سراغش رفت و او به خانه اش در لوئیزیانا برگردانده شد. با اینکه او را تنها به مدت 6 ماه به صورت آزمایشی در نظر داشتند، این کار در اصل حکم مرگ را داشت. به او دستور داده شده که هر روز شیفت های 12 ساعته را در یک خانه تشکیلات مسیحیان باشد تا با شروط او برای آزادی مشروط موافقت شود. به بیان دیگر همه می دانستند که بین ساعت 6 صبح تا 6 عصر کجا خواهد بود. جای تعجبی نداشت که او درست در بیرون از تشکیلات مسیحیان به قتل برسد که همینطور هم شد.

در تاریخ 19 فوریه 1986 بود و طبق گفته دوست بری که شاهد صحنه بود، دو قاتل خود را به دو طرف اتومبیل بری رساندند در حالی که هر دو اسلحه حمل می کردند یکی از آنها شلیک کرد.

مرگ بری سیل

بری پیش بینی می کرد که به زودی چه اتفاقی خواهد افتاد و سرش را قبل از اینکه شلیک رخ دهد پایین گرفت. با این حال قطعا با وجود اشتباهاتش، بسیاری ادعا کردند که شیوه ای که بری کشته شد قابل سرزنش بود. آنها بر این باور بودند که شرم آور است مردی که در حال خدمت به کشورش، امنیت خودش را به خطر انداخته، در اصل زمانی بدون محافظت رها شود که به دلیل خیانتش در آسیب پذیرترین شکل ممکن بوده. با اینکه خود او محافظت نظارتی را قبول نکرده، بسیاری قبول دارند که به دلیل منافع خود او باید او را مجبور می کردند که نوعی محافظت را بپذیرد.

کمی بعد، قاتل هایی که با کارتل مدلین در ارتباط بودند، در حالی که سعی داشتند به لوئیزیانا فرار کنند پیدا شدند و به قتل متهم شدند و محکوم شدند تا باقی عمر خود را در زندان سپری کنند.

برخی باور دارند که این CIA بود نه کارتل که اتفاقات حول مرگ آدلر بریمان سیل را هماهنگ کرده. آیا ممکن است او ماموریت های زیاد محرمانه ای برای CIA انجام داده باشد و توسط خود CIA کشته شده باشد تا عموم مردم هرگز از آن باخبر نشوند؟ نظرات خودتان را درباره این پست با ما به اشتراک بگذارید

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *