با جونو لنکستر آشنا شوید + عکس

آیا آرزو کردید که یه جورایی متفاوت باشید؟ معمولا مردم می خواهند که یک استعداد خاص داشته باشند و یا ظاهری فوق العاده. برای رسیدن به این، خیلی از مردم پیرسینگ می کنند، موی سرشان را با رنگ های عجیب رنگ می کنند و یا حتی تمام بدنشان را تتو می کنند. گرچه بعضی ها لازم نیست هیچ کاری برای متفاوت بودن بکنند. این درباره جونو لنکستر صدق می کند.

او صورت کاملا غیرعادی دارد، اما ما فکر نمی کنیم که کسی به او حسادت کند. به دلیل شرایط بسیار خاصش و عشقش به زندگی، شاید باورتان نشود اما با وجود شرایطش، خودش را همانطور که هست پذیرفته. در ادامه با ما همراه باشید.

 

برای عضویت در کانال تلگرامی تن تاپ کلیک کنید

 

جونو لنکستر

شما امروز داستان یک بچه غیرعادی که یک خانواده پولدار او را به فرزندی قبول کردن را می شنوید. در زمان تولد، این بچه انگلیسی، خیلی با آن چیزی که والدینش انتظار داشتند تفاوت داشت. مشکل رنگ چشمانش و یا پوستش نبود. اگرچه که در زمان بارداری سالم بود؛ اما موقع تولد با یک بیماری ژنتیکی نادر به دنیا آمد.

خصوصیات این بیماری شامل تغییرات ظاهری شدید جمجمه می شوند. به عبارت دیگر، فردی که از این بیماری رنج می برد چند استخوان را ندارد. مانند استخوان گونه و یا فک.

متاسفانه مادر جونو لنکستر، زمانی که بچه را دید او را رها کرد چون والدینش فکر می کردند که دردسرساز خواهد شد. با این وجود شما می دانید که دکترها گاهی اشتباه می کنند اما زمانی که می خواد معجزه اتفاق بیفتد، حتما می افتد.

جونو لنکستر

مادر شروع به کار خیلی زیاد بر روی بچه برای کمک بهش کرد. جونو چندتا جراحی پلاستیک خیلی گران داشت اما او هنوز با بقیه متفاوت بود. به خاطر شکل ظاهری متفاوتش، او دوستی پیدا نمی کرد؛ اگرچه که خیلی تلاش می کرد. او برای همکلاسی هایش شیرینی می خرید و در کلاس ترقه می زد. دیگران فقط او را پس می زدند که این کار او را عمیقا غمگین می کرد. او دیگر حتی به داخل کوچه هم نمی رفت، چون مردم هم او را مسخره می کردند.

با این وجود زمانی که یک دوست، شغلی به عنوان مدیر یک بار به جونو لنکستر پیشنهاد کرد، همه چیز تغییر کرد. این شغل اجازه ورود به جامعه را داد. جونو باید اغلب اوقات آدم های م*س*ت و بداخلاق را تحمل می کرد؛ اما به مرور یاد گرفت که واکنش هایشان را بپذیرد و نادیده بگیرد. همچنین جونو مخاطبان زیادی را پیدا کرد و تصمیم گرفت تا تمرین کند. چون بیماری او فقط شنوایی اش را کم کرده بود. اما شنوایی آنقدرا هم مهم نیست زمانی که می خواهید درست ورزش کنید.

جونو لنکستر

او بعد از مدتی به عنوان مربی ورزشی شروع به کار کرد و حتی مدرک تربیت بدنی گرفت. گرچه جونو از یه نظر شانس نداشت و آن هم ملاقات با والدین واقعی اش بود. متاسفانه زمانی که او سعی در مکاتبه با آنها و ایجاد تماس با آنها را کرد، به راحتی از دیدنش خودداری کردند. البته شاید دلیل خوبی داشتند که ما نمی دانیم.

ظاهرا جواب آنها خیلی جونو لنکستر را ناراحت کرد؛ ولی او به این وضعیت غلبه کرد. بر اساس گفته خودش اگر والدینش خوشحال هستند، خود جونو هم خوشحال است و این چیزی است که مهم است.

شاید بعضی از مخاطبین ما بخواهند بدانند که زندگی عشقی جونو چطور بود! او یک شرایط فیزیکی غیرعادی دارد که باعث مشکلاتی برای وی می شود؛ اما وقتی که بحث جنس مخالف باشد، کارش درست است. او اعتماد به نفسش را بالا برد و شروع به قرار داشتن با چند نفر کرد و یهو عشق زندگی اش یعنی لورا را در همان باشگاهی که در آن کار می کرد پیدا کرد.

جونو لنکستر و همسرش

جونو نبض آن دختر را قبل از شروع تمرین اندازه می گرفت و بنا به گفته خودش، قلب آن دختر خیلی تند می زد و این باعث شد که او فکر کند که لورا به او احساس خاصی دارد.

الان آنها با هم زندگی می کنند و با همدیگر یک خانه خریدند و ظاهرا اوضاع آنها رو به راه است. درواقع برخلاف این واقعیت که جراحی پلاستیک در طی 30 سال اخیر خیلی پیشرفت کرده، اما جونو از جراحی بیشتر خودداری می کند. دکترها هم چند بار برای ترمیم گونه و فک هایش به او پیشنهاد دادند اما او دیگر نمی خواهد. فایده اش چیست وقتی که او به آرزویش رسیده و خودش را دوست دارد و این خیلی کار راحتی نیست.

خوب درباره این داستان عالی چی فکر می کنید؟ به نظر ما در مقایسه با این، هر مشکل دیگری که شما دارید به نظر مسخره می آید. جالب است که چطور آدمها با توانایی کمتر بر خودشان غلبه می کنند تا باعث الهام دیگران بشوند.

جونو لنکستر و بچه

جونو بچه هایی که از همان بیماری رنج می برند را تشویق می کند. او فهمید که “زاکاری واتسون” یک پسر دو ساله استرالیایی از همین بیماری رنج می برد. جونو تصمیم گرفت تا به دیدنش برود و تا استرالیا هم رفت. بعد از چند پرواز طولانی در سراسر دنیا، آنها درنهایت همدیگر را دیدند.

جونو لنکستر با زاکاری عکس گرفت و آن را در فیسبوک گذاشت. برای دیده شدن توسط اخبار و دوستانش، مادر زاکاری این را افشا کرد که برای آنها جونو یک سلبریتی است و باعث الهام خانواده اش می شود.

بعد از صرف مدت کوتاهی با این خانواده، جونو گفت که برای مدت طولانی او می خواسته کسی با شرایط خودش اما جوان تر را ملاقات کند تا به او بگوید که به خودش ایمان داشته باشد تا بتواند کار پیدا کند، سرگرمی داشته باشد و بتواند یک خانواده بسازد. گرچه این فقط یک ملاقات نبود.

جونو لنکستر و دختران

جونو لنکستر گاها به سراسر دنیا سفر می کند و با بچه ها ملاقات می کند و به انها می آموزد که چطور با این بیماری رقابت کنند. او به آنها نشان می دهد که زندگی عمیق تر و جذاب تر از یک صورت زیباست؛ چون که هر فردی در هر صورتی لیاقت خوشحالی را دارد. امیدواریم که این پست مشوق شما برای دنبال کردن اهدافتان باشد.

اگر افرادی با چنین ویژگی های خاصی، قادر به برآورده کردن همه رویاهایشان بودند پس شما هم می توانید.

 

 

ممکن است این مطالب را نیز بپسندید:

دنی ترخو از قاچاق مواد مخدر تا بازیگری محبوب!

تیپی دگره و زندگی 10 ساله او در حیات وحش

داستان زندگی خلیل رفعتی

فرانک سلک کیست؟

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *