داستان زندگی الیزابت فریتزل

زندگی پر از ماجراست و فرقی نمی کند که در یک کشور جهان سومی زندگی می کنید و یا در یک کشور پیشرفته. یکی از این ماجراهای وحشتناک، زندگی دختری است به نام الیزابت فریتزل اهل اتریش. با اینکه از این ماجرا چند سالی می گذرد اما هنوز تازگی خودش را از دست نداده است. ماجرایی است بسیار وحشتناک!

الیزابت فریتزل

الیزابت دختری که به مدت 24 سال توسط پدرش در زیرزمین خانه زندانی و مورد ت*ج*ا*و*ز قرار گرفت. الیزابت چهارمین فرزند جوزف رزماری است که در شهری کوچک به نام آمستتن در غرب وین “پایتخت اتریش” زندگی می کردند.

الیزابت تا سن یازده سالگی زندگی عادی داشت، اما بعد از آن آزار و اذیت های درش آغاز شد. الیزابت فریتزل در سن 17 سالگی به همراه یکی از دوستانش از خانه فرار کرد؛ اما سه هفته بعد توسط پلیس پیدا شد و چون زیر سن قانونی بود به خانواده اش تحویل داده شد. در این مدت پدر الیزابت هم نقشه ای وحشتناک برای او آماده کرده بود.

داستان زندگی الیزابت فریتزل

29 اوت سال 1984 جوزف دخترش را بیهوش کرده و در زیرزمین محبوس می کند. زیرزمینی با سقفی کوتاه که پنجره ای نداشت، دیوارهایش به صورت ضد صدا (عایق بندی ضد صدا) بودند  و فقط یک درب کوچک برای ورود و خروج داشت آن هم با قفل های الکترونیکی. زیرزمینی که کسی از وجود این اتاقک ها اطلاعی نداشت و به طرزی ویژه از مدت ها قبل آماده شده بودند.

مادر الیزابت، مفقود شدن او را گزارش داد و جستجوی پلیس برای یافتن الیزابت آغاز شد. اندکی بعد، جوزف نامه ای را تحویل پلیس داد که از طرف الیزابت ارسال شده بود. در این نامه که با خط الیزابت بوده نوشته شده بود که به همراه یکی از دوستانش زندگی می کند و اگر به جستجوی او ادامه داده شود کشورش را هم برای همیشه ترک می کند. پس از این نامه جستجوها متوقف شد. جوزف الیزابت را مجبور کرده بود که این نامه را بنویسد.

جوزف فریتزل

جوزف فریتزل

جوزف فریتزل به پلیس گفته بود که الیزابت سابقه فرار از خانه را دارد و احتمالا او عضو یک فرقه شده و از طرف آن فرقه اسیر شده است و اینگونه شبهات را از خودش دور می کرد. جوزف از آن روز به بعد، حداقل هفته ای سه بار به زیرزمین می رفت و به الیزابت ت*ج*ا*و*ز می کرد.

الیزابت در مدت این 24 سال، 7 بار زایمان کرد که یکی از فرزندانش به نام مایک که در سال 1996 به دنیا آمده بود بر اثر بیماری جان داد و جوزف هم جسد او را در اجاق گاز انداخت و سوزاند. جوزف برای دیگر فرزندان الیزابت هم نقشه هایی داشت. سه فرزند الیزابت را با دست نوشته ای از طرف او به خانه آورد و گفت که آنها را جلوی در خانه پیدا کرده. در یادداشت نوشته شده بود که بچه ها فرزندان او یعنی الیزابت هستند اما چون توانایی مالی نگهداری از آنها را ندارد، می خواهد که بچه در کنار پدر و مادرش بمانند.

زیرزمین جوزف فریتزل

در زیرزمین هیچ گونه امکاناتی وجود نداشت اما بعدها جوزف یک اجاق گاز، یخچال و تلویزیون و رادیو به زیرزمین اضافه کرد. با افزایش جمعیت در زیرزمین، الیزابت و بچه ها را مجبور کرد تا با کندن زمین اتاق ها را بزرگتر کنند و به این ترتیب تا چهل متر مربع رساندند.

 

اذیت و آزار الیزابت و بچه ها

اذیت و آزار جوزف فقط با زندانی کردن الیزابت و بچه ها محدود نمی شد. آنها حق سر و صدا کردن نداشتند و اگر سر و صدایی می کردند و یا اعتراضی داشتند با شلاق و یا خاموش کردن برق و ماندن در گرسنگی یا قطع غذا تنبیه می شدند.

الیزابت در زیرزمین سعی می کرد تا آموزش های اولیه را به فرزندانش بیاموزد. رزماری و مستاجرین طبقه همکف از آنچه در زیر پاهایشان در جریان بود اطلاعی نداشتند. رزماری از وجود بخشی از زیرزمین اطلاع داشت اما آنرا محل کار شوهرش می دانست و او هم تاکید داشت که هیچکس حق ورود به این زیرزمین را ندارد.

بیماری دختر 19 ساله آنها به نام کرستین باعث شد تا حبس چندین ساله آنها به پایان برسد. دختر الیزابت به نام کرستین به شدت بیمار می شود و الیزابت التماس می کند که او را به بیمارستان ببرد و جوزف نیز برای اولین بار جلوی خواسته الیزابت نرمش نشان می دهد اما از اینجای ماجرا به بعدش، روایت های مختلفی وجود دارد.

بنا به روایتی، جوزف و الیزابت با کمک یکدیگر کرستین را به بیمارستان می برند و ادعا می کنند که او را کنار خیابان پیدا کرده اند و بعد فورا دور می شوند.

بنا به روایتی دیگر، جوزف کرستین را از زیرزمین خارج و در کنار خیابان رها می کند تا رهگذران او را پیدا کنند برسانند.

بر اساس روایتی دیگر الیزابت در جیب لباس کرستین، یادداشت درخواست کمک می گذارد و پزشکان با دیدن یادداشت، جریان را به پلیس اطلاع می دهند.

به هر حال بنا به قولی پزشکان بیمارستان سعی می کنند تا پدر و مادر کرستین را پیدا کنند؛ از تلویزیون محلی اطلاعیه پخش می کنند اما کسی دنبال کرستین نمی آید. الیزابت اطلاعیه کرستین را در تلویزیون می بینید و التماس می کند که بگذارد او به بیمارستان و نزد دخترش برود.

جوزف بالاخره الیزابت را از زیرزمین خارج می کند اما بچه ها را نگه می دارد. الیزابت به بیمارستان می رود و در آنجا به پلیس اطلاع داده می شود و پلیس الیزابت را مورد بازجویی قرار می دهد؛ وقتی پلیس به او قول می دهد که دیگر پدرش او را نخواهد دید، الیزابت تمام ماجرا را تعریف می کند. بنا به روایتی دیگر این کرستین است که تمام ماجرا را برای پلیس تعریف می کند.

به هر حال بیماری کرستین باعث شد تا در روز 26 آپریل سال 2008 حبس 24 ساله الیزابت به پایان برسد. کرستین به دلیل عدم تحرک، به مشکلات شدید کلیوی مبتلا شده بود.

رزماری مادر الیزابت

جوزف دستگیر شد و مادر الیزابت به دلیل آنچه در زیر پاهایشان رخ داده و از آنها بی اطلاع بوده خانه را ترک کرد. خانه آنها به خانه وحشت معروف شد و جوزف نیز در دادگاه به حبس ابد محکوم شد.

الیزابت و بچه هایش با هویتی جدید در مکانی که اعلام نمی شود به زندگی بازگردانده شدند. سال بعد اما خبری منتشر شد که الیزابت با یکی از محافظان خود به نام توماس رابطه عاشقانه برقرار کرده و به همراه بچه هایش در منزل او سکونت کرده اند.

الیزابت همچنین بعد از آزادی به آموزش رانندگی پرداخته و هر هفته ساعاتی را برای رهایی از استرس های گذشته با روان درمانی می گذراند. هویت جدید و محل زندگی آنها پنهان داشته می شود و حتی در سطح اینترنت هم هیچ عکس جدیدی از آنها یافت نمی شود تا آنها بتوانند گذشته خود را فراموش کنند فقط می دانیم که الیزابت اکنون زنی است 54 ساله.

 

 

برای عضویت در کانال تلگرامی تن تاپ کلیک کنید

همچنین بخوانید: کریس بنوا، قاتل یا قهرمان؟

ابوالفضل قلی نژاد

ابوالفضل قلی نژاد

تخصص در زمینه ارز های مجازی ، ادیتور و متخصص تولید محتوی ساکن شمال کشور با 5 سال سابقه

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *