مرگ خودخواسته دختری به نام آریلیا بروورز

ژانویه سال 2018 یک دختر جوان هلندی، پس از خوردن دارویی که دکتر به او داده بود دراز کشید و از دنیا رفت. مرگ خودخواسته یا اتانازی در هلند قانونی است. اما آریلیا بروورز به دلیل بیماری در آستانه مرگ نبود اما به او اجازه داده شد به دلیل مبتلا بودن به بیماری روانی به زندگی اش پایان دهد. در ادامه این پست با ما همراه باشید تا مرگ خودخواسته دختر هلندی را با هم مرور کنیم.

 

برای عضویت در کانال تلگرامی تن تاپ کلیک کنید

 

تیمی از شبکه تلویزیونی هلندی RLT2 دو هفته را با آریلیا بروورز گذراند و زندگی او را در حالی که خودش را برای مرگ آماده می کرد به تصویر کشید. او هر روز را که می گذشت با یک قلم سیاه پررنگ، خطی را بر روی وایت برد می کشید. او در این دو هفته وقتش را با عزیزانش گذراند، کاردستی هایی درست کرد و با دوچرخه در خیابانهای شهری که عاشقش بود به گشت و گذار پرداخت.

آریلیا بروورز

در بسیاری از کشورها مرگ خودخواسته قانونی نیست اما در هلند اگر دکتر متقاعد شود که درد و رنج بیمار غیرقابل تحمل است و نشانه ای از پیشرفت دیده نمی شود و اگر جایگزین قابل قبولی برای تغییر وضعیت بیمار وجود نداشته باشد، اجازه مرگ خودخواسته داده می شود.

آن چیزی که آریلیا بروورز را ترغیب به مرگ خودخواسته کرد سابقه طولانی روانی وی بود: “در 12 سالگی دچار افسردگی شدم. به من گفته شدم که دچار اختلال شخصیت مرزی هستم”

همچنین بخوانید: نشانه های خودکشی

پزشکان آریلیا درخواست وی را در رابطه با مرگ خودخواسته را تایید نکردند بنابراین او درخواستی به کلینیک پایان زندگی در لاهه داد. این آخرین محل برای افرادی است که روانپزشک و یا دکتر معالجشان درخواست مرگ خودخواسته را رد کرده است.

آریلیا بروورز در دو هفته آخر عمرش اغلب دچار استرس بود و خودآزاری می کرد. او می گفت “در خودم گرفتار شده ام و فقط می خواهم که آزاد شوم. هرگز احساس خوشحالی نکردم و اصلا مفهوم خوشحالی را نمی دانم.”

ساندرس پائولوس خبرنگار خبری شبکه RTL می گوید: “او واقعا در طول روز آرام نداشت. شما حس می کردید که فشار زیادی بر جسمش می آید. او خیلی صحبت نمی کرد به جز صحبت درباره مرگ خودخواسته. آریلیا بروورز استدلال می کرد که صلاحیت تصمیم گیری در این مورد را دارد اما آیا آرزوی مرگ نشانه ای از بیماری روانی وی بود؟”

خانواده آریلیا بروورز

کیت ونمچیلین روانپزشک می گوید” شما هرگز نمی توانید صد در صد مطمئن شوید اما شما باید هر کاری برای تخفیف علائمشان انجام دهید. در اختلال شخصیت مرزی، تمایل به مردن عادی نیست اما اگر دائمی باشد مانند یک بیماری سرطانی است که می گوید نمی خواهم ادامه دهم.”

دکتر فرانک کوئرسیلمان یکی از منتقدان سرشناس مرگ خودخواسته در بیماران روانی می گوید که یک نفر چطور باید بفهمد که تمایل او به مرگ، نشانه ای از بیماری روانی اش نیست؟ روانپزشکان نباید هرگز با بیمارانی که تمایل به مردن دارند دست به یکی کنند. نباید تحت تاثیر ناامیدی این بیماران قرار گرفت. این بیماران امیدی ندارند اما شما می توانید در کنارشان باشد و به آنها امید بدهید. شما می توانید به آنها نشان دهید که هرگز آنها را ترک نمی کنید.

مرگ آریلیا بروورز باعث ایجاد بحث های زیادی در هلند شد و در صدر خبرها در سراسر جهان قرار گرفت. هیچ کسی معتقد نیست که این کار باید غیرقانونی باشد اما منتقدان این سوال را مطرح کردند که آیا این این مورد شامل همان مواردی می شود که در سال 2002 باعث قانونی شدن مرگ خودخواسته در این کشور شد یا خیر؟

در این مورد که آیا راه حل قابل قبولی دیگر وجود داشت یا نه، دیدگاه های متفاوتی وجود دارد. به عنوان مثال کیت ونمچیلین روانپزشک استدلال می کند کسانی که به دلیل بیماری روانی درخواست مرگ خودخواسته می دهند، در مواردی خودکشی می کنند حتی اگر ما اجازه مرگ خودخواسته را ندهیم. به نظر این روانپزشک با این بیماران باید همانند بیمارانی رفتار شود که دیگر هیچ امیدی به درمانشان نیست. “من بیمارانی را درمان کرده ام که می دانستم خودکشی می کنند. من می دانستم! آنها این را به من می گفتند! من ان را احساس کردم و فکر می کردم که نمی توانم به آنها کمک کنم. بنابراین به جای جایگزین، مجوز مرگ خودخواسته چیزی است که من قدردان هستم که قانون آن را فراهم کرده است. کسانی که می دانم دست به خودکشی خواهند زد، از نظر من دیگر درمانی برای آنها وجود ندارد. من نمی خواهم بیمارانم که دیگر درمانی برایشان نیست را رها کنم”

دکتر با آمپول

اما فرانک کوئرسیلمان می گوید: “من موافق نیستم. در تمام دوران کاری خود، با بیمارانی که قصد خودکشی داشتند کار کردم اما هیچ یک از آنها به پایان زندگی خود نرسیده بودند. البته بیمارانی هم داشتم که دست به خودکشی زدند اما واقعیت این است که همواره بیمارانی هم بودند که شما انتظارش را نداشتید.”

در فیلم شبکه RTL2 آریلیا بروورز از تلاش برای پایان دادن به زندگی اش گفته: “فکر کنم حدود 10 بار سعی کردم که خودم را بکشم. چند دفعه هم وضعیتم بحرانی بود می شنیدم که اغلب دکترها می گفتند که قلب و ریه های من کاملا سالم هستند.

مونیک آریند همانند آریلیا بروورز به اختلال شخصیت مبتلا بود. افرادی با چنین شرایطی ممکن است به خود صدمه بزنند، به شدت احساس خشم می کنند، برقراری رابطه برایشان دشوار است و بسیار بی ثبات هستند. مونیک هم چندین بار سعی کرده بود تا خودش را بکشد. مونیک می گفت هرجایی سعی کردم خود را بکشم. در خانه در جنگل، اما از اینکه امروز زنده هستم بسیار قدردانم.

مونیک قربانی خشونت و آزار ج*ن*س*ی  است و مشکلات روانی وحشتناکی را پشت سر گذاشته. او مدتهای زیادی به مرگ خودخواسته فکر کرده بود. “فکر کردم که مشکل بزرگی برای همه هستم. نمی خواستم خودم را به کسی تحمیل کنم. درد و رنج من غیرقابل تحمل شده بود و بنابراین برای مرگ خودخواسته درخواست دادم و فرم ها را هم پر کردم ولی هرگز آنها را نفرستادم.”

دکتر و بیمارش

مونیک درخواستش را برای مرگ خودخواسته ارائه نکرد به این دلیل که راهی پیدا کرد. در اوایل بیماری اش، یک مشاور به او نصیحت کرد که درباره آزار ج*ن*س*ی صحبت نکند و این زمانی بود که او شروع کرد به خودآزاری. اما بعد یک درمانگر جدید پیدا کرد که متخصص درمان ضربات روحی بود. او به مونیک گفت که دیوانه نیست اما ضربه روحی خورده است و این دو تفاوت زیادی دارند. آنها با هم جدی کار کردند و در نهایت موفق نیز شدند.

مونیک درباره تجربیاتش کتابی نوشته است. او برای کسانی که در فکر خودکشی هستند و یا در فکر مرگ خودخواسته در هلند، نصیحت هایی دارد.

سخت و دشوار است، اما به مردمی که از شما حمایت می کنند نگاه کنید. شما قوی هستید و هنوز در این سیاره جایی برای شما وجود دارد. نگرانی از مرگ خودخواسته در بیماران روانی، بخشی به این دلیل است که ممکن است همه گزینه های درمانی امتحان نشده باشد. در کلینیک پایان زندگی در لاهه هلند، درخواست بیش از نیمی از مراجعانی که به دلیل بیماری روانی درخواست مرگ خودخواسته کرده اند رد می شود؛ به این دلیل که همه روش های درمانی ممکن را امتحان نکرده اند.

آریلیا بروورز

کیت ونمچیلین روانپزشک می گوید: “مریضی داشتم که درمان های زیادی را پشت سر گذاشته بود و متقاعد شده بود که دیگر چیزی نیست که بتواند به او کمک کند اما هرگز به کلینیکی مراجعه نکرده بود که بتواند به سومصرف دارو و الکل کمک کند. بنابراین به او گفتم که 6 ماه باید تلاش کنی تا از مصرف الکل و دارو کم کنی و اگر پس از او بازم تمایل داشتی که به زندگی ات پایان بدهی، برگرد تا با همدیگر صحبت کنیم.” اما دکتر ونمچیلین معتقد است پس از آنکه بیماری پس از چندبار که تحت درمان قرار گرفت، قابل قبول است که بگوییم دیگر بس است و این همان چیزی بود که آریلیا بروورز به ان استناد می کرد.

او به خاطر بیماری اش تحت درمان قرار گرفته بود. او روان درمانی کرده بود و دارو مصرف می کرد. او می گفت: “ما باید از شر این تابو خلاص شویم که همیشه باید تحت درمان باشیم تا زمانی که این تلخی پایان یابد. برای افرادی مثل من همیشه یک راه حل وجود ندارد. نمی توانید مرتب دارو بخوریم، نمی توانید بی وقفه دعا کنید، گاهی مجبورید که همه چیز را متوقف کنید. اما می توان دهه ها با اختلال روانی زندگی کرد.

دکتر فرانک کوئرسیلمان معتقد است که اختلالات روانی مانند عفونت نیستند، مانند دیابت هستند. وقتی بیمار شدید، تمام عمر بیماری را خواهید داشت. ما پزشکان سعی می کنیم تا این امکان را ایجاد کنیم که بیمار بتواند با بیماری زندگی کند. همانند بیماران دیابتی، بیماران روانی نیز سالها تحت درمان هستند اما این نباید باعث شود که درمان متوقف شود.

گفته شده پس از 40 سالگی، وضعیت بیماران مبتلا به اختلالات شخصیتی ممکن است بهتر و علائم خفیف تر شود. آریلیا بروورز یک دهه زودتر آنکه به 40 سالگی برسد درگذشت. در آخرین روز حیاتش بر روی زمین، خواننده مورد علاقه اش به دیدارش رفت و با دوستانش شام خورد.

صبح روز 26 ژانویه، او آخرین پیام را در شبکه های اجتماعی گذاشت با عنوان اینکه “حالا برای سفرم آماده ام؛ متشکرم برای همه چیز. پس از این دیگر در دسترس نخواهم بود”

در مورد آریلیا، پزشکان مستقیما به او دارو ندادند بلکه او خودش دارو را خورد. آریلیا گفت: “می دانم که این نوشیدنی تلخ است. بنابراین می خواهم همین الان آن را بنوشم و بعد هم بخوابم.”

ساندرس پائولوس از او می پرسد که آیا شک و تردیدی دارد؟ و آریلیا نیز در جواب می گوید که هیچ تردیدی ندارد و آماده است.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *