مخترعی که نیم قرن زودتر به دنیا آمد

سلام خدمت تمامی کاربران سایت تن تاپ. سالها قبل از اینکه گولیلمو مارکونی مخترع مشهور موفق به کشف دستگاه بیسیم خود شود، کشاورزی ساده، دستگاهی را اختراع کرده بود که به وسیله آن امواج صدا و موسیقی را دریافت می کرد. این انسان نمونه و خارق العاده کشاورزی بود اهل ایالت کنتاکی آمریکا و مسلما وی نخستین مخترع این قبیل دستگاه ها بود. در ادامه با ما همراه باشید تا مخترعی که نیم قرن زودتر به دنیا آمد را به شما معرفی کنیم.

همچنین بخوانید: اختراعات تصادفی که دنیا را تغییر دادند

همانطور که همه نیز می دانیم در نهاد و سرشت برخی از آدم ها نیروهای عجیبی وجود دارد که دانش کنونی از توجیه آن ناتوان است و محققین و صاحب نظران نیز دقیقا نمی توانند پاسخی را در قبال چگونگی این نیروها که ما آنها را تحت عنوان نبوغ می شناسیم بدهند.

ناتان استابلفیلد

او نیز مسلما معمایی بود همانند هزاران ناشناخته دیگر که در پیرامون ما وجود دارند و نمی توانیم توجیهشان کنیم و روزی از روزهای به یاد ماندنی سال 1892 عده زیادی از مردم کنجکاو و شیفته اختراعات، صدها کیلومتر راه را پیمودند تا اینکه بتوانند از نزدیک کارایی اختراع کشاورزی معمولی به نام ناتان استابلفیلد را تماشا کنند.

او مدعی بود که با اختراع خویش می تواند بدون هیچ سیمی تنها از راه هوا پیام های خود را مخابره و یا برعکس، گفته های سایرین را دریافت نماید.

این روستایی متفکر با فاصله 60 متر از همدیگر، دو محفظه معمولی را در محوطه پوشیده از چمنی قرار داد و در داخل هر کدام از آنها یک گوشی تلفن گذاشت. در طرفی این کشاورز قرار گرفت و در سمت دیگر پسرش گوشی را برداشت و در آن فاصله 60 متری می توانستند بدون هیچ ارتباط سیمی با یکدیگر گفت و گو کنند.

تمامی بینندگان این جریانات به راحتی توانستند مکالمات این پدر و پسر را شنیده و باور کنند. اما این متفکر گمنام پس از اتمام برنامه با تمسخر و ریشخند عده زیادی از بینندگان رو به رو شد که وی را یک کلاهبردار و جادوگر قلمداد می کردند. او با عصبانیت و پشیمانی لوازم آزمایشی خودش را جمع کرد و به پشت گاری خود گذاشت و از آنجا دور شد.

او در راه خود را ملامت می کرد که چرا اینگونه خودش را مسخره سایرین ساخته بود و چرا در برابر عده ای انسان از خودراضی و احمق کشف خود را ادامه داده بود.

سالها پس از این اتفاق زمانی که گولیلمو مارکونی به اوج شهرت رسید و لقب پدر بیسیم را در سراسر جهان را اخذ کرد بر حسب تصادف مجله ای از نمایش آن کشاورز روستایی و اختراعش باخبر شد. سردبیر مجله با ارسال نامه ای از وی درخواست کرد تا حضور خبرنگاران آن نشریه را در مورد کشف خویش بپذیردد.

او این پیشنهاد را قبول کرد و سیلی از روزنامه نگاران شیفته اینگونه مسائل به طرف مزرعه وی به راه افتادند. این کاشف ناشناس یکی از گوشی های اختراع خودش را به دست یکی از خبرنگاران داد. گوشی فوق به دو عدد میله فولادی وصل شده بود و همزمان با فرو کردن آن دو میله بر خاک، رو به گزاشگر کرد و گفت در هر کجای ان منطقه که دوست داشتید شروع به گفت و گو کنید.

رابرت اسکات خبرنگاری که گوشی را در آن زمان به دست داشت بعدها گفت: به محض آنکه من میله ها را در خاک فرو بردم توانستم با فاصله ای به اندازه یک مایل صحبت کنم. صدا به حدی رسا و بی پارازیت بود که گویی این مکالمات در داخل خانه ای صورت گرفته باشید. از این کشاورز ساده با تعجب پرسیدم که اساس کار اختراعتان چیست و او هم با گشاده رویی جواب داد از میدان الکتریسیته موجودی که جو و زمین و پیرام ما را اشباع کرده است سود جستم.

همچنین در آن زمان این دهقان ساده اعلام کرد که به نظرم تا چندی بعد دستگاه هایی ساخته خواهند شد و به واسطه آنان و بدون کمک از سیم مردم سرزمین ما خواهند توانست که از اوضاع آب و هوا سایر نقاط و پایتخت باخبر شوند و به ترانه ها و خبرهایی که از اقسا نقاط جهان پخش خواهد شد گوش کنند.

خبرنگاران از این مخترع گمنام که علاوه بر شغل کشاورزی به تعمیرات تلفن نیز آشنایی داشت خواستند تا اختراع خود را در فیلادلفیا آمریکا به نمایش عده ای از ثروتمندان بگذارد و در آخر تابستان سال 1902کشف خویش را در معرض عموم در فیلادلفیا گذاشت. بعدها رهسپار واشنگتن شد تا نمایشات خویش را در برابر عده ای از محققین و دانش پژوهان نیز به اجرا درآورد.

مثل همیشه همانگونه که در همه جا هم یافت می شود عده ای از مردم ابله و شکاک، او و اختراعش را به باد تمسخر گرفتند و اعلام کردند که واقعا غیرقابل باور است و نباید به سخنانی افراد چون او که تحصیلات خاصی ندارد و شغلش هم کشاورزی در آن سوی بیابان های کنتاکی است، در زمینه علوم آن هم کشف وسایلی چنین پیشرفته گوش داد.

کارایی دستگاه این روستایی بسیاری از اندیشمندان و دانشمندان آن دوره را به شگفت وا داشت. به کمک این کشف همه قادر می شدند که سخنان یکدیگر را در مسافت های طولانی بشنوند. در حالیکه اختراع مارکونی تنها بر اساس سیستم مورس بنیان نهاده شده بود.

دستگاه کشف شده توسط استابلفیلد بر روی کشتی کوچکی به نام بارث هولدی مورد آزمایش قرار گرفت و عده ای از رجال برجسته نیز در ساحل ازدحام کرده بودند تا از نزدیک کارایی این دستگاه را مورد سنجش قرار دهند.

این کشتی کوچک که به وسیله نیرو بخار کار می کرد، امواج را درهم می شکست و و در دل آبها پیش می رفت و ناظرین ایستاده در ساحل تنها با فرو بردن میله ها در خاک می توانستند با افرادی که در عرشه کشتی تجمع کرده بودند به وسیله گوشی تلفن تماس حاصل کنند.

موضوع فوق در آن عصر مبحثی کاملا تعجب آور به حساب می آمد. در تاریخ 21 ماه می سال 1902 مجله واشنگتن استار در سرمقاله اعلام کرد که اولین آزمایش عملی از دستگاه های ارتباطی فاقد سیم که توسط دهقانی از اهالی کنتاکی ابداع گردیده، در فواصل نیم مایلی از همدیگر با موفقیت رو به رو شد و کارایی آن بیش از حد امیدوارانه بود.

چند تن از سرمایه داران با پیشنهادهای کمک های مالی به آن روستایی، خواستند تا این کشف را به صورت جامع تری درآورد و در اختیار آنها قرار دهد.استابلفیلد پیش خود چنین اندیشید که این افراد قصد ربودن پروژه وی را دارند و جهت جلوگیری از این کار، لوازم آزمایشی خود را جمع کرد و به سمت خانه اش به راه افتاد و از این موضوع که اختراعش را تاراج ببرند همیشه در عذاب بوده و در آخر هم همانگونه شد.

سنگ قبر استابلفیلد

با سپری شدن سالیان، سایرین نیز موفق به ارسال پیام ها و گفت و گوهای خود توسط دستگاه های دیگر شدند و هر کدام از این اختراعات وی را شدیدا معذب و عصبانی تر می ساخت و سرانجام هم جنازه استابلفیلد را در خانه کوچکش یافتند که بر زمین افتاده و کاغذ پاره هایش به طور نامنظمی بر همه جا پراکنده بود و از دستگاه اختراعی نیز هیچ اثری نبود.

امروزه در چراگاهی در اطراف کنتاکی، ستون یادبودی به یاد وی وجود دارد و دقیقا در همان جایی قرار گرفته که استابلفیلد برای اولین بار در سال 1892دستگاه های خویش را با کمک پسرش و علاقمندان نشان داد و با این عمل خود فصلی جدید از تاریخ اکتشافات را به خود معطوف کرد.

آن روستایی متفکر به طور کاملا و رسایی اختراعات بعدی یعنی واکی تاکی ها، گیرنده ها و فرستنده های آینده را حدس زده بود و با اختراع خود موضوع ارسال اصوات را در همه نقاط جهان طرح ریزی نمود که بعد از آن ثمره کارهایش منتهی به کشف دستگاه هایی صوتی از قبیل فرستنده ها، گیرنده ها و به خصوص اختراع رادیو شد.

او در مورد خودش به روزنامه ها چنین گفته بود: تنها عیب من این است که نیم قرن زودتر از کشف خود به دنیا آمده ام.

بسیاری از افراد مخترع و مبتکر، به دلیل ترس دزدیده شدن ابداعات یا اختراعاتشان، آنها را معرض دید عموم نمی گذارند و با این کار شانس این را که این کار به نام آنها ثبت شود را از دست می دهند. البته نمی شود گفت که ترس انها بی مورد است؛ چون در بسیاری از موارد در تاریخ دیده شده که این اتفاق یعنی دزدی ابداعات و اختراعات به وفور اتفاق افتاده.

در پرونده مرگ آقای استابلفیلد نوشته شده که ایشان بر اثر گرسنگی فوت کردند و در جایی دیگر ذکر شده که بر اثر ناراحتی قلبی بوده

 

برای عضویت در کانال تلگرامی تن تاپ کلیک کنید

همچنین بخوانید:

ابوالفضل قلی نژاد

ابوالفضل قلی نژاد

تخصص در زمینه ارز های مجازی ، ادیتور و متخصص تولید محتوی ساکن شمال کشور با 5 سال سابقه

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *