گریزلدا بلانکو چه کسی بود؟

او بزرگترین کارتل قاچاق مواد مخدر در تاریخ را ایجاد کرد و در زمان اوج کارش در دهه هفتاد میلادی، ماهی هشتاد میلیون دلار درآمد داشت. این زن مخوف از یازده سالگی با دنیای قتل و قاچاق آشنا شد تا پایان عمرش ده ها قتل مشکوک را به نام او سند زدند. در ادامه با ما همراه باشید تا ماجرای عجیب زندگی بزرگترین مادر خوانده کوکائین در آمریکای جنوبی یعنی گریزلدا بلانکو را با هم بررسی کنیم.

گریزلدا بلانکو

گریزلدا بلانکو بنیانگذار بزرگترین کارتل مواد مخدر در کشورش و یکی از مخوف ترین قاچاقچی های تاریخ بود. پلیس همیشه وقتی به محل جنایت های او می رسید که کار تمام شده و معامله انجام شده بود. او حتی به فرزندان خودش هم رحم نکرد و آنها را فدای اهداف کثیف خودش کرد. گریزلدا که یکی از ثروتمندترین و مرموزترین موجودات جهان بود سرانجام بعد 30 سال تعقیب و گریز، به طرز مشکوکی کشته شد. این مستند داستان زندگی تا مرگ بنیانگذار بزرگترین مافیای مواد مخدر آمریکای جنوبی است. فردی که لقب مادر خوانده مواد مخدر را یدک می کشید.

همچنین بخوانید: پولدارترین کارتل های قاچاق مواد مخدر

اولین قتل در 11 سالگی

اعجوبه کلمبیایی از همان کودکی با همه هم سن و سال های خودش تفاوت داشت. لباس های سیاه می پوشید و موهایش را شبیه به شخصیت های شیطانی درست می کرد. اگر گاهی به اصرار دیگران در بازیهای کودکانه شرکت میکرد دو شرط داشت: اول اینکه او رئیس باشد و دوم اینکه بتواند در هنگام بازی از تفنگ واقعی استفاده کند.

مواد مخدر و اسلحه، چیزهایی نبودند که گریزلدا لزومی بر پنهان کردنشان ببیند. فقط یازده سالش بود که توسط فردی ناشناس دزدیده شد و او که از همان سالها کار کردن با اسلحه را خوب یاد گرفته بود، اولین قتل زندگی اش را در همان زمان انجام داد. او در سن یازده سالگی یکی از دوستان همسایشان را هنگام فرار خود از دست آدم ربایان به قتل رساند؛ البته هیچ وقت به خاطر قتل محاکمه نشد و به زندان هم نیفتاد. انگار قرار بود از همان کودکی، راه های فرار از قانون را یاد بگیرد.

گریزلدا بلانکو چه کسی بود؟

سه سال بعد یعنی در 16 سالگی از خانه فرار کرد و تا پایان عمرش هیچگاه از خانواده اش خبری نگرفت. دخترک کم سن و سال کلمبیایی، در آن سالها با مردی آشنا شد که ادعا می کرد که عاشق او شده. اولین ازدواج رسمی او در سن 20 سالگی رخ داد. در رویاهایش او قرار بود تا با کارلوس روجیلو زندگی جدیدی را آغاز کند. او گرچه بعدها چهار فرزند به دنیا آورد، اما هدفش از ازدواج رسیدن به آرامش نبود. او تشکیل خانواده را به ابزاری برای رسیدن به اهداف شوم خودش تبدیل کرده بود. او به همسرش خیانت می کرد و در سالهای بعد به این مسئله شرم آور اعتراف هم کرد.

گریزلدا یک تاریخ ساز واقعی بود. زنی که از سوی قاچاقچیان مواد مخدر در آمریکای جنوبی، مانند یک اسطوره پرستیده می شد. او کاملا به اصول های مافیا وفادار بود و تا لحظه مرگش هم به این اصول پایبند ماند. این اصول همیشگی دنیای مافیا شامل خیانت، پول پرستی، آدم کشی و جدال با پلیس جزو ارزش های قاچاقچیان هستند و او که از کودکی تمام این اصول را پذیرفته بود، برای قاچاقچیان کلمبیایی ارزش بسیار بالایی داشت.

همچنین بخوانید: بزرگترین مافیاهای جهان

کوکائین

او تجارت کوکائین را اولین بار در دهه 1970 میلادی بعد از مهاجرت به آمریکا آغاز کرد. او و شوهرش در آن سالها به نیویورک مهاجرت کرده بودند و بعد از پی بردن به سود بالای قاچاق مواد مخدر، یک شبکه مخفی تجارت کوکائین را راه اندازی کردند.

گریزلدا بلانکو البته هنوز زیاد حرفه ای نشده بود و چهار سال بعد از آغاز کارش، پلیس فدرال او و 30 شعبه از تجارت خانه های مافیایی او را شناسایی کرد. گروهی که او شکل داده بود بزرگترین شبکه مخفی کوکائین تا آن زمان بود و دستگیری مادر خوانده کوکائین می توانست پیروزی بزرگی برای پلیس باشد. اما این اتفاق هرگز رخ نداد؛ چون گریزلدا خیلی زودتر به سمت کلمبیا پرواز کرده بود.

 

فرمانده جنگ قاچاق

سود سرشار تجارت نامشروع چیزی نبود که گریزلدا بتواند دست از آن بردارد. او در اواخر دهه هفتاد میلادی دوباره به آمریکا برگشت تا شیوه تازه ای از مواد مخدر را آغاز کند. این بار هیچ چیزی نمی توانست جلوی پلنگ زخمی را بگیرد و او هر کسی را که مانع مال اندوزی خودش می دید را بدون هیچ ملاحظه ای می کشت.

مادر خوانده کوکائین در آن زمان عصر تازه ای از قاچاق را آغاز کرد که در تاریخ به نام جنگ مواد مخدر میامی معروف شد. او این جنگ را تا اواخر دهه 1980 ادامه داد.

گریزلدا بلانکو در این سالها، آدمهایی را در اطراف خودش پرورش داد تا بتوانند از مال و تجارت او محافظت کنند. سگهای انسان نمایی که او اسم آنها را گاوچران های کوکائینی گذاشته بود و کارشان بریدن نفس کسانی بود که جلوی راه قاچاق قدم علم می کردند.

او در آن سالها چنان به کارش رونق داد که ماهی 80 میلیون دلار درامد به دست می آورد. پول سرشاری که به کمک آن می توانست تمام آدم ها و نیروهای پلیس را به راحتی بخرد و یا ساکت کند. البته پول زیاد و یکه تاز بودن، خطر مرگ را هم برایش داشت. خیلی از قاچاقچیان مواد مخدر که او را مانع بلند پروازی های خودشان می دیدند، بارها برای کشتن او تلاش کردند.

در سال 1984 این تهدید به مرگ ها آنقدر جدی بود که او مجبور شد که محل زندگی خودش را از میامی به یکی از شهرهای کالیفرنیا تغییر دهد.

گریزلدا بلانکو در زندان

تعقیب و گریزها، قتل آدمها و خرید آدمها، در آخر کار دستش داد و مادر خوانده گریزلدا در 30 فوریه سال 1985 در خانه اش دستگیر شد. اتهام هایی که علیه او در دادگاه مطرح شد بسیار کمتر از آن چیزی بود که در واقعیت رخ داده بود. با وجود اینکه تمام بخش های جنایی و مواد مخدر پلیس، برای محکوم کردن او دور هم جمع شده بودند اما قاچاقچی پیر، فقط به گذراندن حدود 10 سال زندان محکوم شد. البته محکومیتی که بعدا تمدید شد.

با وجود دستگیری و محکومیت نسبتا طولانی، بوی پول و عطر کوکائین، آنچنان گریزلدا را سرمست کرده بوده که حتی دیوارهای بلند زندان هم نمی توانستند مانع تجارت کثیف او شوند. او با خریدن نگهبانان زندان و به دست آوردن امکانات اضافی توانست به رهبری شبکه کوکائینی خودش ادامه دهد.

با وجود آزاد شدن گریزلدا از زندان پس از 19 سال، پلیس همچنان به دنبال پیدا کردن مدارک بیشتری بود تا بتواند او را باز هم پشت میله های زندان نگه دارد. پلیس که یکی از سردسته های اعجوبه کوکائین را دستگیر کرده بود، توانست با تحت فشار قرار دادنش، مدارک کافی برای محکوم کردن این زن جنایتکار را به دست بیاورد.

گریزلدا بلانکو

با وجود تمام این تلاش ها که چند سال طول کشید پلیس فقط توانست مدارکی از دخالت او تنها در سه قتل را به دست بیاورد. اتهامی که گرچه به نظر سنگین می رسید اما باز هم مجازات چندانی برایش به دنبال نداشت و گریزلدا محکوم شد تا بعد از آزادی، از ایالات متحده اخراج شود. بعد از آزادی در سال 2004 میلادی هم فقط یک بار در جمعیت ظاهر شد و آن هم زمانی بود که در فرودگاه بوگوتا حضور داشت.

 

فرزندان و خانواده گریزلدا بلانکو

خانواده گریزلدا بلانکو در تمام این سالها وضع خوبی نداشتند. او چهار فرزند داشت که سه تای آنها مانند مادرشان در کار مواد مخدر بودند. سه نفر از آنها هم مانند مادر به زندان افتاده و بعد از اخراج از آمریکا، در کلمبیا به قتل رسیدند. باورش ساده نیست؛ اما او کوچکترین فرزندش را همراه با اولین شوهرش، با شلیک گلوله به قتل رساند.

میامی تایمز در مورد این خانواده قاچاقچی نوشته: مادر خوانده کوکائین، تمام سالهای زندگی کودکی و نوجوانی فرزندانش را در زندان گذراند و آنها در تمام این مدت توسط مادربزرگ مادری و سرپرست قانونی بزرگ می شدند.

 

مرگ مرموز گریزلدا بلانکو

مرگ مرموز مادر خوانده کوکائین، اتفاقی بود که تقریبا در تمام رسانه های مشهور دنیا منعکس شد. او مانند خیلی از بزرگان دنیای مخدر به مرگ طبیعی نمرد و به دست فردی ناشناس کشته شد. او در شب سوم سپتامبر سال 2012 وقتی که داشت از فروشگاه قصابی به خودرویش برمی گشت توسط یک موتور سوار ناشناس به قتل رسید.

انگیزه قتل او هیچوقت به روشنی مشخص نشد و سرنخی هم از قاتل موتور سوار به دست نیامد؛ اما آنچه برای پلیس مسلم بود این بود که با مرگ گریزلدا بلانکو، پرونده زندگی یکی از مخوف ترین قاچاقچیان مواد مخدر در دنیا بسته شد. زنی که اسرار چندین پرونده مشکوک قتل و تمام رازهای مافیایی را با خودش به زیر خاک برد.

 

گریزلدا به عنوان یک زن، خصوصیات بسیار عجیبی داشت. مثلا او بعد از دیدن فیلم پدر خوانده، نام یکی از فرزندانش را مایکل کورلئونه گذاشت که این نام را از شخصیت اصلی فیلم پدر خوانده برداشته بود. او هر سه شوهر خودش را به قتل رساند و البته مسئول قتل بیش از 200 نفر هم هست. جالب است بدانید که یکی از دشمنان سرسخت گریزلدا، پابلو اسکوبار معروف بود. فیلمی از گریزلدا بلانکو به نام مادر خوانده کوکائین در سال 2017 ساخته شده.

مسلما پول و داشتن حرص و طمع می تواند باعث انجام چنین کارهایی شود. اما کشتن بیش از 200 نفر و کشتن فرزند را نمی شود توجیح کرد.

یک سوال اینجا پیش می آید که بعد از کشته شدن چنین افرادی مانند گریزلدا یا اسکوبار، آن ثروت هنگفت به دست چه کسانی افتاده؟ هنوز در دست همان کارتل ها می باشد؟ یا خانوادشان؟ یا دولت ها؟

 

 

برای عضویت در کانال تلگرامی تن تاپ کلیک کنید

ابوالفضل قلی نژاد

ابوالفضل قلی نژاد

تخصص در زمینه ارز های مجازی ، ادیتور و متخصص تولید محتوی ساکن شمال کشور با 5 سال سابقه

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *